غروب نزدیک میشود و تو گویی تقدیر تاریخی زمین در حاشیه اروندرود جاری میگردد و مگر به راستی جز این است؟ تاریخ، مشیت باری تعالی است که از طریق انسانها به انجام میرسد و تاریخ فردای کره زمین به وسیله این جوانان تحقق مییابد؛ همین بچههایی که اکنون در حاشیه اروندرود گرد آمدهاند و با اشتیاق منتظر شب هستند تا به قلب دشمن بزنند.
معنی
غروب در حاشیه اروندرود نزدیک میشود و نویسنده احساس میکند تقدیر تاریخی در حال تحقق است. تاریخ همان اراده و خواست خداوند است که به وسیله انسانها به انجام میرسد و آینده زمین با کوشش همین جوانانی ساخته میشود که مشتاقانه در انتظار حمله به دشمناند.
مفهوم
حاکم بودن اراده الهی در وقایع تاریخی و نقش انسانها در تحقق آن
قلمرو زبانی
۷ جمله- تقدیر: سرنوشت و آنچه مقرر شده است.
- مشیت: اراده و خواست.
- باری تعالی: خداوند بزرگ و بلندمرتبه.
- تحقق یافتن: به واقعیت پیوستن.
- حاشیه: کناره.
- «مگر» در «مگر به راستی جز این است؟» نقش پرسشی و تأکیدی دارد.
- «فردا» در «تاریخ فردای کره زمین» به معنی آینده است.
- «قلب دشمن» در اینجا به معنی مرکز سپاه و نیروی دشمن است.
قلمرو ادبی
- «جاری شدن تقدیر»: استعاره مکنیه؛ تقدیر به رودخانهای تشبیه شده است که جاری میشود.
- «فردا»: مجاز از آینده.
- «قلب دشمن»: مجاز از مرکز سپاه دشمن و ایهام با معنی دل.
قلمرو فکری
تاریخ در نگاه نویسنده، عرصه تحقق مشیت الهی به دست انسانهاست و این رزمندگان سازندگان فردای تاریخاند.