دریادلان صف‌شکن

پایهٔ دهم۱۴ بند

روایتی از مرتضی آوینی درباره رزمندگان عملیات والفجر ۸ در حاشیه اروندرود؛ متنی از ادبیات پایداری با محور ایمان، ایثار، شهادت‌طلبی، حق‌الناس، تواضع، وفاداری و نقش انسان‌های مؤمن در ساختن تاریخ.

  • قلمرو زبانی
  • قلمرو ادبی
  • قلمرو فکری
بند ۱

غروب نزدیک می‌شود و تو گویی تقدیر تاریخی زمین در حاشیه اروندرود جاری می‌گردد و مگر به راستی جز این است؟ تاریخ، مشیت باری تعالی است که از طریق انسان‌ها به انجام می‌رسد و تاریخ فردای کره زمین به وسیله این جوانان تحقق می‌یابد؛ همین بچه‌هایی که اکنون در حاشیه اروندرود گرد آمده‌اند و با اشتیاق منتظر شب هستند تا به قلب دشمن بزنند.

معنی

غروب در حاشیه اروندرود نزدیک می‌شود و نویسنده احساس می‌کند تقدیر تاریخی در حال تحقق است. تاریخ همان اراده و خواست خداوند است که به وسیله انسان‌ها به انجام می‌رسد و آینده زمین با کوشش همین جوانانی ساخته می‌شود که مشتاقانه در انتظار حمله به دشمن‌اند.

مفهوم

حاکم بودن اراده الهی در وقایع تاریخی و نقش انسان‌ها در تحقق آن

قلمرو زبانی

۷ جمله
  • تقدیر: سرنوشت و آنچه مقرر شده است.
  • مشیت: اراده و خواست.
  • باری تعالی: خداوند بزرگ و بلندمرتبه.
  • تحقق یافتن: به واقعیت پیوستن.
  • حاشیه: کناره.
  • «مگر» در «مگر به راستی جز این است؟» نقش پرسشی و تأکیدی دارد.
  • «فردا» در «تاریخ فردای کره زمین» به معنی آینده است.
  • «قلب دشمن» در اینجا به معنی مرکز سپاه و نیروی دشمن است.

قلمرو ادبی

  • «جاری شدن تقدیر»: استعاره مکنیه؛ تقدیر به رودخانه‌ای تشبیه شده است که جاری می‌شود.
  • «فردا»: مجاز از آینده.
  • «قلب دشمن»: مجاز از مرکز سپاه دشمن و ایهام با معنی دل.

قلمرو فکری

تاریخ در نگاه نویسنده، عرصه تحقق مشیت الهی به دست انسان‌هاست و این رزمندگان سازندگان فردای تاریخ‌اند.

بند ۲

بچه‌ها، آماده و مسلح، با کوله‌پشتی و پتو و جلیقه‌های نجات، در میان نخلستان‌های حاشیه اروندرود، آخرین ساعات روز را به سوی پایان خویش طی می‌کنند. بعضی‌ها وضو می‌گیرند و بعضی دیگر پیشانی‌بندهایی را که روشن نوشته‌اند «زائران کربلا» بر پیشانی می‌بندند.

بعضی دیگر از بچه‌ها گوشه خلوتی یافته‌اند و گذشته خویش را با وسواس یک قاضی می‌کاوند و سراپای زندگی خویش را محاسبه می‌کنند و وصیت‌نامه می‌نویسند: «حق‌الله را خدا می‌بخشد، اما وای از حق‌الناس!» و تو به ناگاه دلت می‌لرزد: آیا وصیت‌نامه‌ات را تنظیم کرده‌ای؟

معنی

رزمندگان با تجهیزات کامل، آخرین ساعت‌های روز را در نخلستان‌های کنار اروند می‌گذرانند؛ برخی وضو می‌گیرند و پیشانی‌بند می‌بندند. بعضی در خلوت، گذشته و تمام زندگی خود را با دقتی شبیه قاضی بررسی می‌کنند، وصیت‌نامه می‌نویسند و به اهمیت حق‌الناس می‌اندیشند.

مفهوم

آمادگی معنوی رزمندگان، محاسبه نفس و اهمیت رعایت حقوق مردم

قلمرو زبانی

۸ جمله
  • مسلح: دارای سلاح.
  • جلیقه نجات: پوششی برای جلوگیری از غرق شدن.
  • خلوت: جای دور از دیگران و آرام.
  • وسواس: دقت و حساسیت بسیار.
  • سراپا: تمام و همه وجود.
  • حق‌الله: حقوق و تکالیف مربوط به خدا.
  • حق‌الناس: حقوق مردم.
  • تنظیم کردن: مرتب و آماده کردن.
  • «پیشانی‌بندهایی را ... بر پیشانی می‌بندند»: «پیشانی‌بندها» مفعول و «بر پیشانی» متمم است.

قلمرو ادبی

  • «گذشته خویش را با وسواس یک قاضی می‌کاوند»: تشبیه رزمندگان به قاضی در دقت و حسابرسی.
  • «دلت می‌لرزد»: کنایه از ترس، نگرانی و تأثر.

قلمرو فکری

پیش از عملیات، رزمندگان علاوه بر آمادگی نظامی، به حسابرسی اخلاقی زندگی خود و رعایت حق مردم توجه دارند.

بند ۳

از یک طرف بچه‌های مهندسی جهاد، آخرین کارهای مانده را راست و ریس می‌کنند و از طرف دیگر سکان‌دارها قایق‌هایشان را می‌شویند و با دقتی عجیب همه‌چیز را وارسی می‌کنند. راستی تو طرز استفاده از ماسک را بلدی؟

وسایل سنگین راه‌سازی را بار شناورها کرده‌اند تا به محض شکستن خطوط مقدم دشمن، آنها را به آن سوی رودخانه اروند حمل کنند و بچه‌ها نیز همان بچه‌های صمیمی و بی‌تکلف و متواضع و ساده‌ای هستند که همیشه در مسجد و نماز جمعه و محل کارت و اینجا و آنجا می‌بینی.

معنی

نیروهای مهندسی جهاد و سکان‌داران آخرین کارها را آماده می‌کنند. وسایل سنگین راه‌سازی روی شناورها قرار می‌گیرد تا بعد از شکستن خط مقدم دشمن به آن سوی اروند منتقل شود. رزمندگان با وجود حضور در میدان نبرد، همان جوانان ساده، صمیمی، بی‌تکلف و متواضع زندگی روزمره‌اند.

مفهوم

آمادگی دقیق برای عملیات در کنار سادگی و تواضع رزمندگان

قلمرو زبانی

۷ جمله
  • راست و ریس کردن: آماده و مرتب کردن.
  • سکان‌دار: هدایت‌کننده قایق یا کشتی.
  • وارسی: بررسی و بازبینی.
  • خطوط مقدم: نزدیک‌ترین خط نیروها به دشمن.
  • شناور: وسیله‌ای که روی آب حرکت می‌کند.
  • بی‌تکلف: ساده و بی‌تشریفات.
  • متواضع: فروتن.
  • «راست و ریس کردن» فعل مرکب و کنایه از آماده و مرتب کردن است.

قلمرو ادبی

  • «راست و ریس کردن»: کنایه از آماده و مرتب کردن.
  • «صمیمی، بی‌تکلف، متواضع، ساده»: صفات هم‌معنا و متناسب در توصیف رزمندگان.

قلمرو فکری

رزمندگان در عین آمادگی نظامی و انجام کارهای سخت، روحیه‌ای ساده و فروتن دارند.

بند ۴

آه در اینجا و در این ساعات همه چیزهای معمولی حقیقتی دیگر می‌یابند. تو گویی اشیا گنجینه‌هایی از رازهای شگفت خلقت هستند، اما تو تا به حال درنمی‌یافته‌ای.

معنی

در این لحظه‌ها، اشیای عادی و روزمره معنایی تازه و عمیق پیدا می‌کنند و نویسنده آنها را گنجینه‌هایی از رازهای شگفت آفرینش می‌بیند.

مفهوم

دگرگون شدن نگاه انسان به اشیای معمولی در فضای معنوی عملیات

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • معمولی: عادی.
  • خلقت: آفرینش.
  • درنمی‌یافته‌ای: درک نمی‌کرده‌ای.

قلمرو ادبی

  • «اشیا گنجینه‌هایی از رازهای شگفت خلقت هستند»: تشبیه اشیا به گنجینه‌ها.

قلمرو فکری

شرایط خاص و معنوی میدان نبرد نگاه انسان را به جهان و اشیای عادی دگرگون می‌کند.

بند ۵

در اینجا و در این لحظات، دل‌ها آن چنان صفایی می‌یابند که وصف آن ممکن نیست. آن روستایی جوانی که گندم و برنج و خربزه می‌کاشته است، امشب سربازی است در خدمت ولی امر. به راستی آیا می‌خواهی سربازان رسول‌الله را بشناسی؟ بیا و ببین آن رزمنده، کشاورز است و این یک، طلبه است و آن دیگری در یک مغازه کفاشی، در یکی از خیابان‌های دورافتاده مشهد، لبنیات‌فروشی دارد و به راستی آن چیست که همه ما را در اینجا، در این خلوتستان، گرد آورده است؟ تو خود جواب را می‌دانی: عشق.

معنی

دل‌ها در این لحظات چنان پاک و روشن می‌شوند که وصف آن دشوار است. رزمندگان از میان مردم عادی‌اند: کشاورز، طلبه و فروشنده؛ اما عامل مشترکی همه را در این مکان جمع کرده است و آن عشق است.

مفهوم

صفای دل رزمندگان و عشق به عنوان عامل گردهم‌آورنده آنان

قلمرو زبانی

۱۰ جمله
  • صفا: پاکی و روشنی.
  • ولی امر: صاحب ولایت و فرمان.
  • طلبه: دانش‌آموز علوم دینی.
  • لبنیات‌فروشی: فروشگاه فرآورده‌های شیر.
  • خلوتستان: مکان خلوت؛ ترکیبی ادبی.
  • «آن روستایی جوانی که ...»: گروه اسمی همراه با جمله وابسته وصفی.

قلمرو ادبی

  • «دل‌ها آن چنان صفایی می‌یابند که وصف آن ممکن نیست»: اغراق در بیان پاکی و صفای دل‌ها.
  • «عشق» پاسخ نهایی پرسش‌های پیاپی نویسنده است و درون‌مایه اصلی این بخش را می‌سازد.

قلمرو فکری

رزمندگان از طبقات و شغل‌های گوناگون جامعه‌اند، اما عشق و ایمان آنها را در یک مسیر مشترک گرد آورده است.

بند ۶

اینجا سوله‌ای است که گردان عبدالله آخرین لحظات قبل از شروع عملیات را در آن می‌گذرانند. اینها تک‌تک در برابر نیروی الهی آنان، هیچ قدرتی برای ایستادگی ندارند و در برابر قوه الهی آنان هیچ قدرتی برای ایستادگی ندارد.

ساعتی بیش به شروع حمله نمانده است و اینجا آینه تجلی همه تاریخ است. چه می‌جویی؟ عشق؟ همین‌جاست. چه می‌جویی؟ انسان؟ اینجاست. همه تاریخ اینجا حاضر است: بدر و حنین و عاشورا اینجاست.

معنی

گردان عبدالله آخرین لحظه‌های پیش از عملیات را در سوله می‌گذراند. نویسنده نیروی آنان را الهی می‌داند و این لحظه را آینه همه تاریخ می‌بیند؛ گویی بدر، حنین و عاشورا دوباره در اینجا حاضر شده‌اند.

مفهوم

پیوند عملیات رزمندگان با تاریخ ایمان و مبارزه حق و باطل

قلمرو زبانی

۱۰ جمله
  • سوله: سالن یا ساختمان بزرگ سرپوشیده.
  • قوه: نیرو و قدرت.
  • تجلی: آشکار شدن و جلوه یافتن.
  • بدر و حنین: نام دو نبرد مهم صدر اسلام.
  • عاشورا: روز شهادت امام حسین (ع).

قلمرو ادبی

  • «اینجا آینه تجلی همه تاریخ است»: تشبیه «اینجا» به آینه.
  • «بدر و حنین و عاشورا»: تلمیح به رویدادهای مهم تاریخ اسلام.
  • تکرار پرسش‌های «چه می‌جویی؟» به متن آهنگ و تأکید داده است.

قلمرو فکری

نویسنده عملیات رزمندگان را ادامه تاریخی همان مبارزه‌های بزرگ حق و باطل می‌داند.

بند ۷

صبح روز بیست و یکم بهمن‌ماه، کنار اروند. هنوز فضا از نم باران آکنده است، اما آفتاب فتح در آسمان سینه مؤمنین درخششی عجیب دارد. دیشب در همان ساعات اولیه عملیات، خطوط دفاعی دشمن یکسره فرو ریخت. پیش از همه غواص‌ها در سکوت شب، بعد از خواندن دعای فرج و توسل به حضرت زهرای مرضیه، به آب زدند و خط را گشودند و آنگاه خیل قایق‌ها و شناورها به آن سوی اروند روان شدند.

معنی

صبح پس از عملیات، هنوز هوا نمناک است؛ اما نویسنده پیروزی را همچون آفتابی در دل مؤمنان می‌بیند. خطوط دفاعی دشمن در نخستین ساعت‌ها فرو ریخته و غواصان پس از دعا و توسل، خط را شکسته‌اند و راه عبور قایق‌ها و نیروها را باز کرده‌اند.

مفهوم

پیروزی حاصل ایمان، دعا، توسل و شجاعت رزمندگان

قلمرو زبانی

۸ جمله
  • آکنده: پر و لبریز.
  • خیل: گروه بسیار.
  • غواص: کسی که در آب فرو می‌رود و شنا می‌کند.
  • فرو ریختن: از هم پاشیدن.
  • «به آب زدند»: وارد آب شدند.
  • «خط را گشودند»: راه را باز کردند و خط دشمن را شکستند.

قلمرو ادبی

  • «آفتاب فتح»: اضافه تشبیهی؛ فتح به آفتاب تشبیه شده است.
  • «آسمان سینه مؤمنین»: اضافه تشبیهی؛ سینه مؤمنان به آسمان تشبیه شده است.
  • «سینه»: مجاز از دل.
  • تلمیح به دعا و توسل به حضرت زهرا (س).

قلمرو فکری

ایمان، دعا و شجاعت غواصان و رزمندگان زمینه شکستن خط دشمن و پیروزی را فراهم کرده است.

بند ۸

صف طویل رزمندگان تازه‌نفس ـ با آرامش و اطمینانی که حاصل ایمان است ـ وسعت جبهه فتح را به سوی فتوحات آینده طی می‌کنند و خود را به خط مقدم می‌رسانند. گاه‌گاه گروهی از خط‌شکن‌ها را می‌بینی که فاتحانه، اما با همان تواضع و سادگی همیشگی، بی‌غرور، بعد از شبی پرحادثه بازمی‌گردند.

و به راستی چقدر شگفت‌آور است که انسان در متن عظیم‌ترین تحولات تاریخ جهان و در میان سردمداران این تحول زندگی کند و از انسان و غفلت هرگز نپرسد که در کجا و در چه زمانی زیست می‌کند.

معنی

رزمندگان تازه‌نفس با آرامش و اطمینانِ برخاسته از ایمان به سوی خط مقدم می‌روند. گروهی از خط‌شکن‌ها نیز پس از شبی سخت، بدون غرور و با همان تواضع همیشگی بازمی‌گردند. نویسنده از غفلت انسانی شگفت‌زده است که در دل تحولات بزرگ تاریخ زندگی کند اما زمان و جایگاه خود را نشناسد.

مفهوم

تواضع رزمندگان و ضرورت شناخت جایگاه انسان در تحولات تاریخی

قلمرو زبانی

۷ جمله
  • طویل: طولانی.
  • تازه‌نفس: آماده و پرتوان.
  • اطمینان: آرامش و یقین.
  • وسعت: گستردگی.
  • خط‌شکن: نیرویی که خط دفاعی دشمن را می‌شکند.
  • فاتحانه: پیروزمندانه.
  • غفلت: بی‌خبری و ناآگاهی.

قلمرو ادبی

  • «تواضع و سادگی»: مراعات‌نظیر.
  • «تحولات تاریخ جهان»: ترکیب اضافی زنجیره‌ای.

قلمرو فکری

رزمندگان در اوج پیروزی همچنان متواضع‌اند و نویسنده انسان را به درک جایگاه خویش در تاریخ فرامی‌خواند.

بند ۹

آنها با اشتیاق از این کرانه‌ای که حاصل جزر و مد آبِ خور است، خود را به قایق‌ها می‌رسانند و ساحل را به سوی جبهه‌های فتح ترک می‌کنند. طلبه جوانی با یک بلندگوی دستی همچون وجدان جمع، فضای نفوس را با یاد خدا معطر می‌کند و دائم از بچه‌ها صلوات می‌گیرد.

معنی

رزمندگان مشتاقانه سوار قایق‌ها می‌شوند و به سوی جبهه فتح می‌روند. طلبه‌ای جوان با بلندگو و ذکر خدا، فضای معنوی آنان را بیشتر می‌کند و از رزمندگان صلوات می‌گیرد.

مفهوم

آمادگی معنوی رزمندگان و یاد خدا پیش از ادامه نبرد

قلمرو زبانی

۵ جمله
  • کرانه: ساحل و کناره.
  • جزر و مد: پایین و بالا رفتن آب.
  • نفوس: جان‌ها و انسان‌ها.
  • معطر کردن: خوشبو کردن.
  • دائم: پیوسته و همواره.

قلمرو ادبی

  • «طلبه جوانی ... همچون وجدان جمع»: تشبیه طلبه جوان به وجدان جمع.
  • «فضای نفوس را با یاد خدا معطر می‌کند»: استعاره؛ یاد خدا مانند عطر معرفی شده است.

قلمرو فکری

یاد خدا و فضای معنوی همراه با حرکت نظامی رزمندگان است.

بند ۱۰

دشمن در برابر ایمان جنود خدا متکی به ماشین پیچیده جنگ است. از همان نخستین ساعات فتح، هواپیماهای دشمن در پی تلافی شکست برمی‌آیند؛ حال آنکه در معرکه قلوب مجاهدان خدا آرامشی که حاصل ایمان است، حکومت دارد.

معنی

دشمن به تجهیزات و ماشین جنگی پیچیده تکیه دارد و برای جبران شکست حمله می‌کند؛ اما در دل مجاهدان آرامشی حاکم است که نتیجه ایمان آنان است.

مفهوم

تقابل اتکای دشمن به ابزار جنگ با آرامش و ایمان مجاهدان

قلمرو زبانی

۴ جمله
  • جنود: سپاهیان.
  • متکی: تکیه‌کرده و وابسته.
  • تلافی: جبران کردن.
  • معرکه: میدان جنگ.
  • قلوب: جمع قلب؛ دل‌ها.

قلمرو ادبی

  • «ماشین پیچیده جنگ»: مجاز از ابزار و ادوات جنگی.
  • «معرکه قلوب»: تشبیه دل‌ها به میدان نبرد.
  • «معرکه / آرامش»: تضاد.
  • «آرامش ... حکومت دارد»: تشخیص.
  • تلمیح معنایی به «ألا بذکر الله تطمئن القلوب».

قلمرو فکری

دشمن بر ابزار مادی تکیه دارد، اما نیروی اصلی مجاهدان ایمان و آرامش درونی است.

قرابت معنایی

  • أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلوبُ؛ آگاه باشید که با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرد.
بند ۱۱

دشمن حیرت‌زده است که چگونه ممکن است کسی از مرگ نهراسد؟ کجا از مرگ می‌هراسد آن کس که به جاودانگی روح خویش در جوار رحمت حق آگاه است؟ و اینچنین اگر یک دست تو نیز هدیه راه خدا شود، باز هم با آن دست دیگری که باقی است، به جبهه‌ها می‌شتابی.

معنی

دشمن نمی‌تواند درک کند چگونه انسانی از مرگ نمی‌ترسد. نویسنده پاسخ می‌دهد کسی که به جاودانگی روح و رحمت خدا باور دارد از مرگ نمی‌هراسد و حتی اگر دستی را در راه خدا از دست بدهد، با دست دیگر به جبهه بازمی‌گردد.

مفهوم

نترسیدن از مرگ به سبب ایمان به جاودانگی روح

قلمرو زبانی

۶ جمله
  • حیرت‌زده: شگفت‌زده.
  • نهراسد / می‌هراسد: نترسد / می‌ترسد.
  • جاودانگی: همیشگی بودن.
  • جوار: نزدیکی و همسایگی.

قلمرو ادبی

  • «کجا از مرگ می‌هراسد...؟»: پرسش انکاری؛ یعنی چنین انسانی از مرگ نمی‌ترسد.
  • «هدیه راه خدا»: تعبیر کنایی برای فدا کردن عضو یا جان در راه خدا.

قلمرو فکری

باور به حیات جاودانه روح، ترس از مرگ را در انسان مؤمن از میان می‌برد.

بند ۱۲

وقتی اسوه تو آن تمثیل وفاداری، عباس بن علی، باشد، چه باک اگر هر دو دست تو نیز هدیه راه خدا شود؟ اینها که نوشته‌ام وصف حال رزمنده‌ای است که با یک دست و یک آستین خالی در کنار هور ایستاده است. تفنگ دوربین‌دارش نشان می‌دهد که تک‌تیرانداز است و آن آستین خالی‌اش که با باد این سوی و آن سوی می‌شود، نشانه مردانگی است و اینکه او به عهدی که با ابوالفضل بسته، وفادار است. چیست آن عهد؟ «مبادا امام را تنها بگذاری!»

معنی

نویسنده رزمنده‌ای یک‌دست را توصیف می‌کند که الگوی وفاداری او حضرت عباس (ع) است. آستین خالی و حضور دوباره‌اش در میدان نشان مردانگی و وفاداری او به عهدی است که مضمونش تنها نگذاشتن امام است.

مفهوم

وفاداری، مردانگی و الگوبرداری از حضرت عباس (ع)

قلمرو زبانی

۹ جمله
  • اسوه: الگو و نمونه.
  • تمثیل: نمونه و مظهر.
  • چه باک: چه ترس و بیمی.
  • هور: زمین پست و آبگیر.
  • تک‌تیرانداز: تیرانداز ماهر که هدف مشخص را می‌زند.
  • مردانگی: شجاعت و جوانمردی.
  • عهد: پیمان.
  • پس از «چه باک» فعل «است» به قرینه معنایی حذف شده است.

قلمرو ادبی

  • حضرت عباس (ع) «تمثیل وفاداری» خوانده شده است.
  • «چه باک...؟»: پرسش انکاری؛ یعنی هیچ ترسی نیست.
  • «آستین خالی» نشانه و نماد جانبازی رزمنده است.
  • تلمیح به وفاداری حضرت عباس (ع) به امام حسین (ع).

قلمرو فکری

رزمنده جانباز، وفاداری خود را با الگو گرفتن از حضرت عباس و تنها نگذاشتن امام معنا می‌کند.

بند ۱۳

در خط، درگیری با دشمن ادامه دارد. دشمن برده ماشین است و تو ماشین را در خدمت ایمان کشیده‌ای.

در زیر آن آتش شدید، بولدوزرچی جهاد خاکریز می‌زند. بر کوهی از آهن نشسته است و کوهی از خاک را جابه‌جا می‌کند و معنای خاکریز هم آنگاه تفهیم می‌شود که در میان یک دشت باز گرفتار آتش دشمن باشی.

معنی

نبرد ادامه دارد؛ دشمن اسیر ماشین و تجهیزات است، اما رزمندگان ماشین را در خدمت ایمان قرار داده‌اند. بولدوزرچی جهاد در زیر آتش دشمن با بولدوزر خاکریز می‌سازد و تنها کسی معنای واقعی خاکریز را می‌فهمد که در دشت باز زیر آتش دشمن گرفتار شده باشد.

مفهوم

به خدمت گرفتن ابزار مادی برای ایمان و شجاعت نیروهای جهاد

قلمرو زبانی

۶ جمله
  • بولدوزرچی: راننده بولدوزر.
  • خاکریز: توده خاکی که برای پناه و دفاع ایجاد می‌شود.
  • تفهیم می‌شود: فهمانده و درک می‌شود.
  • «برده ماشین»: وابستگی و اسارت در برابر ابزار.

قلمرو ادبی

  • «دشمن برده ماشین است / تو ماشین را در خدمت ایمان کشیده‌ای»: تقابل معنایی.
  • «کوهی از آهن»: استعاره از بولدوزر.
  • «کوهی از خاک»: اغراق در مقدار زیاد خاک.
  • «آتش»: مجاز از تیراندازی و حمله دشمن.

قلمرو فکری

ارزش ابزار به هدف استفاده از آن است؛ دشمن اسیر ماشین است، اما مجاهدان آن را در خدمت ایمان و دفاع قرار می‌دهند.

بند ۱۴

یک رزمنده روستایی قهرمانی در میان خاک نشسته است و با یک بیل دستی برای خود سنگری می‌سازد. آنها چه انسی با خاک گرفته‌اند و خاک مظهر فقر مخلوق در برابر غنای خالق است.

معنای آن که در نماز پیشانی بر خاک می‌گذاری، همین است و تا با خاک انس نگیری، راهی به مراتب قرب نداری. برو به آنها سلام کن؛ دستشان را بفشار و بر شانه‌شان بوسه بزن. آنها مجاهدان راه خدا و علمداران آن تحول عظیمی هستند که انسان امروز را از بنیان تغییر می‌دهد. آنها تاریخ آینده بشریت را می‌سازند و آینده بشریت، آینده الهی است.

معنی

رزمنده‌ای روستایی با ابزار ساده برای خود سنگر می‌سازد. نویسنده خاک را نشانه فقر و نیاز انسان در برابر بی‌نیازی خدا می‌داند و سجده بر خاک را نیز با همین فروتنی پیوند می‌دهد. سپس سفارش می‌کند به این مجاهدان احترام بگذاریم؛ زیرا آنان سازندگان تحولی بزرگ و آینده الهی بشرند.

مفهوم

تواضع و فروتنی در برابر خدا و نقش مجاهدان در ساختن آینده

قلمرو زبانی

۸ جمله
  • انس: خو گرفتن و الفت.
  • مظهر: نشانه و جلوه.
  • مخلوق: آفریده.
  • غنا: بی‌نیازی.
  • خالق: آفریننده.
  • قرب: نزدیکی؛ در اینجا نزدیکی معنوی به خدا.
  • علمدار: پرچم‌دار و پیشرو.
  • تحول عظیم: دگرگونی بزرگ.
  • «تا با خاک انس نگیری، راهی به مراتب قرب نداری»: جمله مرکب با پیوند وابسته‌ساز «تا».

قلمرو ادبی

  • «انس گرفتن با خاک»: کنایه از تواضع و فروتنی.
  • «فقر مخلوق / غنای خالق»: تضاد.
  • خاک نشانه فروتنی و نیاز انسان در برابر خداست.

قلمرو فکری

فروتنی در برابر خدا راهی برای قرب الهی است و مجاهدان مؤمن، به باور نویسنده، سازندگان آینده‌ای الهی برای بشریت‌اند.

نکات پایانی و جمع‌بندی

منبع و نوع ادبی

«دریادلان صف‌شکن» نوشته مرتضی آوینی و از نمونه‌های ادبیات پایداری است. متن، حال‌وهوای رزمندگان عملیات والفجر ۸ در حاشیه اروندرود را با نثری ادبی، حماسی و عاطفی بازتاب می‌دهد.

پیام‌های اصلی

مشیت و اراده الهی در تاریخ، ایمان و آرامش رزمندگان، حق‌الناس، شهادت‌طلبی، تواضع، وفاداری به امام، نترسیدن از مرگ و نقش انسان‌های مؤمن در ساختن آینده از مهم‌ترین مفاهیم درس‌اند.

آرایه‌های برجسته

از آرایه‌های مهم درس می‌توان به «جاری شدن تقدیر» (استعاره)، «قلب دشمن» (مجاز و ایهام)، «گذشته را با وسواس یک قاضی کاویدن» (تشبیه)، «اشیا گنجینه‌هایی از رازهای خلقت» (تشبیه)، «آینه تجلی همه تاریخ» (تشبیه)، «آفتاب فتح» و «آسمان سینه مؤمنین» (اضافه تشبیهی)، «معرکه قلوب» (تشبیه)، «حکومت داشتن آرامش» (تشخیص)، «کوهی از آهن» (استعاره) و «فقر مخلوق / غنای خالق» (تضاد) اشاره کرد.

تلمیح‌ها و قرابت‌ها

اشاره به بدر، حنین و عاشورا، توسل به حضرت زهرا (س)، الگوبرداری از وفاداری حضرت عباس (ع) و مضمون آیه «ألا بذکر الله تطمئن القلوب» از مهم‌ترین تلمیح‌ها و پیوندهای معنایی متن‌اند.

جمله ساده و جمله مرکب

طبق درسنامه‌ها، جمله ساده یک فعل دارد و جمله مرکب از یک جمله پایه و یک یا چند جمله وابسته ساخته می‌شود. پیوندهای وابسته‌ساز در این درس فراوان‌اند؛ مانند «که»، «تا»، «اگر» و «وقتی». نمونه: «تا با خاک انس نگیری، راهی به مراتب قرب نداری».

نکته «مگر»

در یکی از درسنامه‌ها بر چند کاربرد «مگر» تأکید شده است: گاهی نقش پرسشی دارد، گاهی در معنی «به‌جز» به کار می‌رود و گاهی در جمله‌های امروزی می‌تواند در ساختمان وابستگی جمله نقش داشته باشد؛ بنابراین نقش آن باید از روی معنی و ساخت جمله تعیین شود.

واژگان مهم

مشیت، تقدیر، حاشیه، جلیقه نجات، وارسی، سکان‌دار، بی‌تکلف، متواضع، صفا، سوله، تجلی، آکنده، خیل، تازه‌نفس، خط‌شکن، غفلت، کرانه، نفوس، جنود، معرکه، اسوه، هور، خاکریز، انس، مظهر، غنا و قرب از واژه‌های مهم و امتحانی درس هستند.