گردآفرید

فردوسیپایهٔ دهم۴۶ بیت

گزیده‌ای حماسی از شاهنامه فردوسی درباره دفاع گردآفرید، دختر گژدهم، از دژ سپید در برابر سهراب؛ با محور دلاوری، تیراندازی و سوارکاری، تدبیر برای رهایی، میهن‌دوستی و نکوهش غرور.

  • قلمرو زبانی
  • قلمرو ادبی
  • قلمرو فکری
بیت ۱
نهادپیوند وابسته‌ساز زمانی

چوآگاهشددخترگژدهم

پیوند وابسته‌ساز

کهسالارآنانجمنگشتکم

معنی

وقتی دختر گژدهم فهمید که سالار آن گروه، یعنی هجیر، شکست خورده و از جمع جنگاوران کم شده است، برای دفاع آماده شد.

مفهوم

آگاهی گردآفرید از شکست و اسارت هجیر

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • گژدهم: فرمانده دژ سپید و پدر گردآفرید.
  • سالار: سردار و فرمانده؛ انجمن: گروه و جمع.
  • گشت کم: کم شد؛ در بافت داستان یعنی شکست خورد و از جمع جنگاوران خارج شد.
  • چو: در این بیت به معنی «وقتی که» و پیوند وابسته‌ساز است.

قلمرو ادبی

  • گشت کم: کنایه از شکست خوردن و از جمع جنگاوران کم شدن.

قلمرو فکری

آگاهی گردآفرید از شکست و اسارت هجیر

بیت ۲
نهادمشبه‌به

زنیبودبرسانگردیسوار

همیشهبهجنگاندروننامدار

معنی

او زنی بود که همچون پهلوانی سوارکار می‌جنگید و همیشه در میدان نبرد مشهور بود.

مفهوم

پهلوانی و شهرت گردآفرید

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • برسان: مانند.
  • گرد: پهلوان و دلاور.
  • اندرون: در؛ کاربرد کهن.
  • نامدار: مشهور و نام‌آور.

قلمرو ادبی

  • برسان گردی سوار: تشبیه گردآفرید به پهلوانی سوار.
  • گرد، سوار، جنگ و نامدار با فضای حماسی تناسب دارند.

قلمرو فکری

پهلوانی و شهرت گردآفرید

بیت ۳
پیوند وابسته‌ساز؛ به معنی «که»نهادمسند

کجاناماوبودگردآفرید

نهاد

زمانهزمادرچنینناورید

معنی

نام او گردآفرید بود؛ روزگار هرگز همانند او را از مادری به دنیا نیاورده بود.

مفهوم

بی‌همتایی گردآفرید

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • کجا: در اینجا به معنی «که»؛ کاربرد کهن.
  • زمانه: روزگار.
  • ناورید: به دنیا نیاورد.

قلمرو ادبی

  • زمانه ز مادر چنین ناورید: اغراق در بی‌همتا بودن گردآفرید.

قلمرو فکری

بی‌همتایی گردآفرید

بیت ۴

چنانننگشآمدزکارهجیر

پیوند وابسته‌ساز

کهشدلاله‌رنگشبهکردارقیر

معنی

گردآفرید از اسیر شدن هجیر چنان شرمگین و خشمگین شد که رنگ چهره لاله‌گونش گویی مانند قیر تیره شد.

مفهوم

شرم و خشم گردآفرید از شکست هجیر

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • ننگ: شرم و عار.
  • هجیر: پهلوان و نگهبان دژ سپید.
  • لاله‌رنگ: سرخ‌رنگ؛ قیر: ماده‌ای سیاه.

قلمرو ادبی

  • لاله‌رنگ: تشبیه رنگ چهره به لاله.
  • به کردار قیر: تشبیه به قیر از نظر تیرگی.
  • تقابل سرخی لاله و سیاهی قیر شدت شرم و خشم را برجسته می‌کند.

قلمرو فکری

شرم و خشم گردآفرید از شکست هجیر

بیت ۵
مفعول

بپوشیددرعسوارانجنگ

نهاد

نبوداندرآنکارجایدرنگ

معنی

گردآفرید زره جنگی را پوشید؛ در آن موقعیت هیچ فرصتی برای تأخیر نبود.

مفهوم

آماده شدن فوری گردآفرید برای جنگ

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • درع: زره و جامه جنگی.
  • درنگ: مکث و تأخیر.
  • اندر: در؛ صورت کهن.

قلمرو ادبی

  • درع، سواران و جنگ مراعات‌نظیر دارند.

قلمرو فکری

آماده شدن فوری گردآفرید برای جنگ

بیت ۶
متممقید تشبیهی

فرودآمدازدژبهکردارشیر

کمربرمیان،بادپاییبهزیر

معنی

گردآفرید مانند شیر از دژ پایین آمد، آماده نبرد بود و بر اسبی تندرو سوار شد.

مفهوم

شجاعت و آمادگی گردآفرید

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • دژ: قلعه.
  • به کردار: مانند.
  • بادپا: اسب بسیار تندرو.
  • کمر بر میان: آماده و مهیای کار بودن.

قلمرو ادبی

  • به کردار شیر: تشبیه گردآفرید به شیر.
  • بادپا: تشبیه درون‌واژه‌ای؛ اسب از نظر سرعت به باد مانند شده است.

قلمرو فکری

شجاعت و آمادگی گردآفرید

بیت ۷
متمم

بهپیشسپاهاندرآمدچوگرد

جزء اسمی فعل مرکب

چورعدخروشانیکیویلهکرد

معنی

گردآفرید مانند پهلوانی به برابر سپاه آمد و همچون رعد خروشان فریادی بلند سر داد.

مفهوم

ورود پرهیبت گردآفرید

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • گرد: پهلوان.
  • رعد: آوای آسمان.
  • ویله کرد: فریاد و بانگ بلند کرد.

قلمرو ادبی

  • چو گرد: تشبیه گردآفرید به پهلوان.
  • چو رعد خروشان: تشبیه فریاد او به رعد.

قلمرو فکری

ورود پرهیبت گردآفرید

بیت ۸
نهاد در جمله پرسشی

کهگردانکدامندوجنگ‌آوران

دلیرانوکارآزمودهسران

معنی

گردآفرید فریاد زد: پهلوانان، جنگاوران و سرداران آزموده شما کدام‌اند؟

مفهوم

هماوردطلبی گردآفرید

قلمرو زبانی

۱ جمله
  • گردان: پهلوانان.
  • جنگ‌آور: جنگجو.
  • کارآزموده: باتجربه و آزموده.
  • سران: سرداران.

قلمرو ادبی

  • گردان، جنگ‌آوران، دلیران و سران مراعات‌نظیر دارند.
  • پرسش بیت برای طلبیدن هماورد و تحقیر سپاه دشمن است.

قلمرو فکری

هماوردطلبی گردآفرید

بیت ۹
پیوند وابسته‌ساز زمانینهادمفعول

چوسهرابشیراورابدید

مفعول

بخندیدولببهدندانگزید

معنی

وقتی سهراب دلاور گردآفرید را دید، خندید و از شگفتی لب به دندان گرفت.

مفهوم

تعجب سهراب از دیدن گردآفرید

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • شیر: در اینجا دلاور و پهلوان؛ وصف سهراب.
  • بدید: دید.
  • لب به دندان گزیدن: از تعجب و شگفتی لب را گزیدن.

قلمرو ادبی

  • شیر: استعاره/لقب حماسی برای پهلوان دلاور.
  • لب به دندان گزید: کنایه از تعجب و شگفتی.

قلمرو فکری

تعجب سهراب از دیدن گردآفرید

قرابت معنایی

  • این بیت با بیت ۱۰ موقوف‌المعانی است.
بیت ۱۰
متمم

پیادهدمانپیشگردآفرید

پیوند وابسته‌ساز زمانیمفعول «بدید»

چودختکمندافگناورابدید

معنی

سهراب با خروش و شتاب به سوی گردآفرید آمد و دختر ماهر کمندانداز را دید.

مفهوم

تعقیب و رویارویی سهراب با گردآفرید

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • دمان: خروشان، غرنده و با شتاب.
  • دخت: دختر.
  • کمندافگن: کمندانداز و ماهر در کمنداندازی.
  • چو: وقتی که.

قلمرو ادبی

  • دخت کمندافگن: وصف حماسی گردآفرید.

قلمرو فکری

تعقیب و رویارویی سهراب با گردآفرید

بیت ۱۱
مفعولمتمم

کمانرابهزهکردوبگشادبر

نبُدمرغراپیشتیرشگذر

معنی

گردآفرید کمان را آماده کرد و برای تیراندازی سینه پیش داد؛ چنان چیره‌دست بود که حتی پرنده‌ای از برابر تیر او نمی‌توانست بگذرد.

مفهوم

مهارت بسیار گردآفرید در تیراندازی

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • به زه کردن کمان: آماده تیراندازی کردن.
  • بگشاد بر: سینه و بالاتنه را برای تیراندازی جلو داد.
  • مرغ: پرنده؛ گذر: عبور.

قلمرو ادبی

  • نبُد مرغ را پیش تیرش گذر: اغراق در دقت و مهارت تیراندازی.
  • کمان، زه و تیر مراعات‌نظیر دارند.

قلمرو فکری

مهارت بسیار گردآفرید در تیراندازی

بیت ۱۲
متمم

بهسهراببرتیربارانگرفت

چپوراست،جنگسوارانگرفت

معنی

گردآفرید تیرهای فراوانی به سوی سهراب انداخت و از چپ و راست مانند سواران جنگاور با او جنگید.

مفهوم

شدت تیراندازی و نبرد گردآفرید

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • تیر باران گرفتن: تیرهای فراوان انداختن.
  • چپ و راست: از هر سو.
  • جنگ سواران گرفتن: به شیوه سواران جنگیدن.

قلمرو ادبی

  • تیر باران: تصویر تشبیهی از فراوانی تیرها.
  • چپ و راست: تضاد و کنایه از همه سو.

قلمرو فکری

شدت تیراندازی و نبرد گردآفرید

بیت ۱۳
نهاد

نگهکردسهرابوآمدشننگ

متمم

برآشفتوتیزاندرآمدبهجنگ

معنی

سهراب نگاه کرد و احساس شرم کرد؛ خشمگین شد و با سرعت به نبرد آمد.

مفهوم

خشم و شرمساری سهراب و شدت گرفتن نبرد

قلمرو زبانی

۴ جمله
  • نگه کرد: نگاه کرد.
  • آمدش ننگ: شرمگین شد.
  • برآشفت: خشمگین شد.
  • تیز: سریع و با شتاب.

قلمرو ادبی

  • آمدش ننگ: کنایه از شرمگین شدن.

قلمرو فکری

خشم و شرمساری سهراب و شدت گرفتن نبرد

بیت ۱۴
پیوند وابسته‌ساز زمانیمفعولنهاد

چوسهرابرادیدگردآفرید

پیوند وابسته‌ساز

کهبرسانآتشهمیبردمید

معنی

وقتی گردآفرید سهراب را دید که همچون آتش خروشان به سوی او می‌آید، واکنش نشان داد.

مفهوم

خروش و حمله تند سهراب

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • بر دمیدن: شعله‌ور شدن و خروشیدن.
  • بر سان: مانند.
  • همی بردمید: پیوسته می‌خروشید؛ ساخت استمراری کهن.

قلمرو ادبی

  • بر سان آتش: تشبیه سهراب خشمگین به آتش.

قلمرو فکری

خروش و حمله تند سهراب

قرابت معنایی

  • این بیت با بیت ۱۵ موقوف‌المعانی است.
بیت ۱۵
مفعولمتمم

سرنیزهراسویسهرابکرد

مفعول

عنانوسنانراپرازتابکرد

معنی

گردآفرید سر نیزه را به سوی سهراب گرفت و با مهارت افسار و نیزه را پیچ‌وتاب داد.

مفهوم

حمله مستقیم گردآفرید به سهراب

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • عنان: افسار اسب.
  • سنان: نوک نیزه.
  • تاب: پیچ‌وخم و حرکت.

قلمرو ادبی

  • عنان و سنان: جناس ناهمسان.
  • نیزه و سنان مراعات‌نظیر دارند.

قلمرو فکری

حمله مستقیم گردآفرید به سهراب

بیت ۱۶
نهاد

برآشفتسهرابوشدچونپلنگ

فعل اسنادی؛ صورت کهن «بود»

چوبدخواهاوچاره‌گربدبهجنگ

معنی

سهراب خشمگین شد و مانند پلنگی درنده به حرکت درآمد؛ زیرا حریفش در جنگ چاره‌اندیش و ماهر بود.

مفهوم

خشم سهراب در برابر زیرکی گردآفرید

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • برآشفت: خشمگین شد.
  • بدخواه: دشمن.
  • چاره‌گر: چاره‌اندیش.
  • بد: بود؛ صورت کهن.

قلمرو ادبی

  • چون پلنگ: تشبیه سهراب خشمگین به پلنگ.

قلمرو فکری

خشم سهراب در برابر زیرکی گردآفرید

بیت ۱۷
متمم

بزدبرکمربندگردآفرید

مفعولمتمم

زرهبربرشیک‌به‌یکبردرید

معنی

سهراب به کمربند گردآفرید ضربه زد و حلقه‌های زره روی سینه او را یکی‌یکی شکافت.

مفهوم

ضربه سنگین سهراب به گردآفرید

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • زره: جامه جنگی فلزی.
  • بر: سینه.
  • برش: برِ او، سینه او.
  • بردرید: پاره کرد.

قلمرو ادبی

  • زره و کمربند با سازوبرگ جنگ تناسب دارند.
  • یک‌به‌یک بر شدت و پی‌درپی بودن پارگی زره تأکید می‌کند.

قلمرو فکری

ضربه سنگین سهراب به گردآفرید

بیت ۱۸
پیوند وابسته‌ساز زمانینهاد

چوبرزینبپیچیدگردآفرید

مفعول

یکیتیغتیزازمیانبرکشید

معنی

گردآفرید روی زین چرخید و شمشیر تیزی را از میان و کمر خود بیرون کشید.

مفهوم

واکنش سریع و مهارت گردآفرید

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • زین: جای نشستن بر اسب.
  • بپیچید: چرخید و تغییر جهت داد.
  • تیغ: شمشیر.
  • برکشید: در این بیت «بیرون کشید».

قلمرو ادبی

  • تیغ تیز: واج‌آرایی صامت «ت».

قلمرو فکری

واکنش سریع و مهارت گردآفرید

بیت ۱۹
مفعول

بزدنیزهاوودونیمکرد

نهاد

نشستازبراسبوبرخاستگرد

معنی

گردآفرید نیزه سهراب را از وسط دو نیم کرد؛ بر اسب استوار شد و از شتاب حرکت اسب گرد و خاک برخاست.

مفهوم

شکستن نیزه سهراب و ادامه شدید نبرد

قلمرو زبانی

۴ جمله
  • دو نیم کرد: از وسط شکست.
  • گرد: گرد و غبار.
  • از بر اسب: بر روی اسب.

قلمرو ادبی

  • کرد و گرد: جناس ناهمسان.
  • برخاست گرد: تصویر تاخت‌وتاز و حرکت سریع اسب.

قلمرو فکری

شکستن نیزه سهراب و ادامه شدید نبرد

بیت ۲۰
متمممسند

بهآوردبااوبسندهنبود

متمم

بپیچیدازورویوبرگاشتزود

معنی

گردآفرید دریافت که توان مقابله مستقیم با سهراب را ندارد؛ روی برگرداند و به سرعت عقب نشست.

مفهوم

پذیرفتن برتری نیروی سهراب و عقب‌نشینی

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • آورد: نبرد و کارزار.
  • بسنده: کافی و شایسته.
  • ازو: از او.
  • برگاشت: برگرداند و بازگشت.

قلمرو ادبی

  • روی پیچیدن: کنایه از روی برگرداندن و عقب‌نشینی.

قلمرو فکری

پذیرفتن برتری نیروی سهراب و عقب‌نشینی

بیت ۲۱
مفعولمفعول

بپیچیدعنان،اژدهاراسپرد

بهخشمازجهان،روشناییببرد

معنی

سهراب افسار را برگرداند و اسب نیرومند خود را با شتاب راند؛ از خشم و تاخت او گردوغبار چنان برخاست که جهان تاریک شد.

مفهوم

خشم و تعقیب سریع گردآفرید

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • عنان: افسار.
  • اژدها: در اینجا استعاره از اسب نیرومند سهراب.
  • سپرد: رها کرد و به حرکت درآورد.
  • روشنایی ببرد: روشنایی را از میان برد.

قلمرو ادبی

  • اژدها: استعاره از اسب سهراب.
  • از جهان روشنایی ببرد: اغراق و کنایه از گردوغبار بسیار.

قلمرو فکری

خشم و تعقیب سریع گردآفرید

بیت ۲۲
پیوند وابسته‌ساز زمانی

چوآمدخروشانبهتنگاندرش

مفعولمتمم

بجنبیدوبرداشتخودازسرش

معنی

وقتی سهراب خروشان به گردآفرید نزدیک شد، او حرکتی کرد و کلاه‌خود را از سر برداشت.

مفهوم

آشکار شدن هویت گردآفرید در لحظه خطر

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • به تنگ اندر آمدن: نزدیک شدن و در تنگنا قرار دادن.
  • خود: کلاه‌خود جنگی.
  • سرش: سر او.

قلمرو ادبی

  • خود و سر مراعات‌نظیر دارند.

قلمرو فکری

آشکار شدن هویت گردآفرید در لحظه خطر

بیت ۲۳
نهاد

رهاشدزبندزرهمویاوی

نهادمسند

درفشانچوخورشیدشدرویاوی

معنی

موی گردآفرید از بند زره آزاد شد و چهره او همچون خورشید درخشان نمایان شد.

مفهوم

آشکار شدن چهره و زنانگی گردآفرید

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • اوی: او؛ صورت کهن.
  • درفشان: درخشان و نورانی؛ صورت کهن نوشتاری.
  • روی: چهره.

قلمرو ادبی

  • درفشان چو خورشید: تشبیه چهره گردآفرید به خورشید.
  • موی و روی: مراعات‌نظیر و جناس ناهمسان.

قلمرو فکری

آشکار شدن چهره و زنانگی گردآفرید

بیت ۲۴
نهادمسند

بدانستسهرابکاودختراست

متمم

سرومویاوازدرافسراست

معنی

سهراب فهمید که این جنگجوی ناشناس دختر است و سر و موی او چنان باشکوه است که شایسته تاج می‌نماید.

مفهوم

شناخت هویت و زیبایی گردآفرید

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • کاو: که او.
  • افسر: تاج و کلاه پادشاهی.
  • از درِ چیزی بودن: شایسته و سزاوار آن بودن.

قلمرو ادبی

  • سر و موی او از در افسر است: کنایه از زیبایی و شایستگی پادشاهانه.
  • سر و موی مراعات‌نظیر دارند.

قلمرو فکری

شناخت هویت و زیبایی گردآفرید

بیت ۲۵
مسندمتمم

شگفتآمدشگفتازایرانسپاه

نهادمتمم

چنیندخترآیدبهآوردگاه

معنی

سهراب شگفت‌زده شد و گفت: آیا از سپاه ایران چنین دختری به میدان نبرد می‌آید؟

مفهوم

شگفتی سهراب از دلاوری زنان ایرانی

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • شگفت آمدش: تعجب کرد.
  • آوردگاه: میدان نبرد.
  • ایران سپاه: سپاه ایران؛ ترکیب اضافی مقلوب.

قلمرو ادبی

  • سپاه و آوردگاه با فضای جنگ تناسب دارند.

قلمرو فکری

شگفتی سهراب از دلاوری زنان ایرانی

بیت ۲۶
متمممفعول

زفتراکبگشودپیچانکمند

بینداختوآمدمیانشبهبند

معنی

سهراب کمند پیچان را از فتراک گشود، آن را انداخت و کمند به میان و کمر گردآفرید افتاد.

مفهوم

به دام افتادن گردآفرید

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • فتراک: بندی در پشت زین برای بستن شکار یا ابزار.
  • کمند: طناب حلقه‌دار.
  • میان: کمر.
  • به بند آمدن: گرفتار شدن.

قلمرو ادبی

  • فتراک و کمند با سوارکاری و شکار تناسب دارند.
  • به بند آمدن: کنایه از گرفتار شدن.

قلمرو فکری

به دام افتادن گردآفرید

بیت ۲۷
متممفعل نهی

بدوگفتکزمنرهاییمجوی

منادا

چراجنگجوییتوایماه‌روی؟

معنی

سهراب گفت: از من راه فرار نجوی؛ ای ماه‌روی، چرا با من جنگ می‌کنی؟

مفهوم

تهدید گردآفرید و توجه سهراب به زیبایی او

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • بدو: به او.
  • کز: که از.
  • مجوی: جست‌وجو نکن؛ فعل نهی.
  • ماه‌روی: زیبارو.

قلمرو ادبی

  • ماه‌روی: تشبیه فشرده برای زیبایی گردآفرید.

قلمرو فکری

تهدید گردآفرید و توجه سهراب به زیبایی او

بیت ۲۸
متمم

نیامدبهداممبهسانتوگور

متممفعل نهی

زچنگمرهایینیابیمشور

معنی

سهراب می‌گوید: شکاری مانند تو به دام من نیفتاده است؛ از چنگ من رهایی نمی‌یابی، پس مقاومت نکن.

مفهوم

غرور سهراب و تهدید گردآفرید

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • گور: گورخر؛ شکار صحرایی.
  • چنگ: دست و پنجه؛ در اینجا نماد قدرت.
  • مشور: نافرمانی و سرکشی نکن.
  • دام: ابزار شکار.

قلمرو ادبی

  • به سان تو گور: تشبیه گردآفرید به شکار.
  • دام، گور و چنگ مراعات‌نظیر دارند.
  • چنگ: مجاز از قدرت و تسلط سهراب.

قلمرو فکری

غرور سهراب و تهدید گردآفرید

بیت ۲۹
نهاد

بدانستکاویختگردآفرید

ساخت کهن؛ «مر» همراه «را»متمم

مرآنراجزازچارهدرمانندید

معنی

گردآفرید فهمید که گرفتار شده و برای رهایی راهی جز چاره‌اندیشی و تدبیر ندارد.

مفهوم

تدبیر گردآفرید در لحظه خطر

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • کاویخت: «که آویخت»؛ در اینجا گرفتار شد.
  • مر: نشانه‌ای که در زبان کهن غالباً همراه «را» می‌آید.
  • چاره و درمان: راه حل و تدبیر.

قلمرو ادبی

  • چاره و درمان تناسب معنایی دارند.

قلمرو فکری

تدبیر گردآفرید در لحظه خطر

بیت ۳۰
متمممنادا

بدورویبنمودوگفت:«ایدلیر

میاندلیرانبهکردارشیر»

معنی

گردآفرید چهره خود را نشان داد و گفت: ای پهلوان دلیر که در میان دلیران مانند شیر هستی...

مفهوم

آغاز حیله زبانی گردآفرید و ستایش ظاهری سهراب

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • بدو: به او.
  • دلیر: شجاع.
  • به کردار: مانند.

قلمرو ادبی

  • به کردار شیر: تشبیه سهراب به شیر.
  • دلیر، دلیران و شیر در وصف پهلوانی تناسب دارند.

قلمرو فکری

آغاز حیله زبانی گردآفرید و ستایش ظاهری سهراب

قرابت معنایی

  • این بیت با بیت ۳۱ موقوف‌المعانی است.
بیت ۳۱
نهادمسند؛ فعل محذوف

دولشکرنظارهبرینجنگ

برینگرزوشمشیروآهنگ

معنی

دو سپاه ایران و توران تماشاگر این نبرد و این گرز و شمشیر و حمله‌های ما هستند.

مفهوم

تماشای نبرد توسط دو سپاه

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • نظاره: تماشا و تماشاگر.
  • برین: بر این.
  • آهنگ: حمله و جنگاوری.
  • فعل «هستند» در پایان عبارت‌ها به قرینه معنایی حذف شده است.

قلمرو ادبی

  • گرز، شمشیر، جنگ و آهنگ مراعات‌نظیر دارند.

قلمرو فکری

تماشای نبرد توسط دو سپاه

بیت ۳۲
نهادمفعول

کنونمنگشایمچنینرویوموی

نهاد

سپاهتوگرددپرازگفت‌وگوی

معنی

گردآفرید می‌گوید: اگر اکنون چهره و موی خود را آشکار کنم و سپاهت بفهمد من دختر هستم، سراسر لشکرت پر از حرف و گفت‌وگو می‌شود.

مفهوم

تهدید سهراب به رسوایی و تحقیر

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • کنون: اکنون.
  • گشایم: آشکار کنم.
  • گفت‌وگوی: سخن و بحث.
  • روی و موی: چهره و مو.

قلمرو ادبی

  • روی و موی: جناس ناهمسان و مراعات‌نظیر.

قلمرو فکری

تهدید سهراب به رسوایی و تحقیر

بیت ۳۳
متمممتمم

کهبادختریاوبهدشتنبرد

مفعول

بدینسانبهابراندرآوردگرد

معنی

خواهند گفت سهراب در میدان نبرد با یک دختر چنین سخت جنگیده که گرد میدان را تا ابر بالا برده است.

مفهوم

ادامه تهدید گردآفرید به رسوایی سهراب

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • دشت نبرد: میدان جنگ.
  • بدین سان: این‌گونه.
  • گرد: غبار.

قلمرو ادبی

  • به ابر اندر آورد گرد: اغراق در شدت نبرد و فراوانی گردوغبار.

قلمرو فکری

ادامه تهدید گردآفرید به رسوایی سهراب

بیت ۳۴
نهادمسند و فعل اسنادی

کنونلشکرودژبهفرمانتوست

مفعول

نبایدبراینآشتی،جنگجست

معنی

گردآفرید می‌گوید: اکنون لشکر و دژ ما ظاهراً فرمان‌بردار تو هستند؛ پس آشتی را بپذیر و جنگ را ادامه نده.

مفهوم

آشتی‌جویی ظاهری گردآفرید برای اجرای تدبیر

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • دژ: قلعه؛ در این بافت می‌تواند مجاز از ساکنان دژ باشد.
  • به فرمان توست: مطیع توست.
  • جنگ جستن: جنگ خواستن.

قلمرو ادبی

  • آشتی و جنگ: تضاد.
  • دژ: مجاز از نیروها و ساکنان داخل دژ.

قلمرو فکری

آشتی‌جویی ظاهری گردآفرید برای اجرای تدبیر

بیت ۳۵
مفعولنهاد

عنانرابپیچیدگردآفرید

نهادمتمم

سمندسرافرازبردژکشید

معنی

گردآفرید افسار را برگرداند و با اسب سرافراز خود به سوی دژ رفت.

مفهوم

عملی کردن تدبیر و بازگشت به قلعه

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • عنان: افسار.
  • سمند: اسب؛ در اینجا مطلق اسب منظور است.
  • سرافراز: بلندبالا و سرکش.
  • بر دژ کشید: به سوی دژ راند.

قلمرو ادبی

  • عنان و سمند مراعات‌نظیر دارند.
  • عنان را پیچیدن: کنایه از تغییر جهت دادن.

قلمرو فکری

عملی کردن تدبیر و بازگشت به قلعه

بیت ۳۶
نهادمتمم

همیرفتوسهراببااوبههم

متمم

بیامدبهدرگاهدژگژدهم

معنی

گردآفرید به سوی دژ می‌رفت و سهراب نیز همراه او آمد تا به درگاه دژ گژدهم رسیدند.

مفهوم

رسیدن گردآفرید و سهراب به دژ

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • همی رفت: پیوسته می‌رفت؛ ماضی استمراری کهن.
  • به هم: همراه یکدیگر.
  • درگاه دژ: دروازه قلعه.

قلمرو ادبی

  • تکرار صامت‌های ه و م به موسیقی بیت کمک کرده است.

قلمرو فکری

رسیدن گردآفرید و سهراب به دژ

بیت ۳۷
مفعول؛ درِ قلعهنهاد

دربارهبگشادگردآفرید

مفعول

تنخستهوبستهبردژکشید

معنی

گردآفرید درِ قلعه را باز کرد و بدن خسته و مجروح خود را به داخل دژ رساند.

مفهوم

ورود موفق گردآفرید به قلعه

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • باره: قلعه و حصار؛ در ترکیب «در باره» یعنی درِ قلعه.
  • خسته: مجروح و آزرده.
  • بسته: گرفتار و آسیب‌دیده.

قلمرو ادبی

  • خسته و بسته: جناس ناهمسان.
  • دژ و باره مراعات‌نظیر دارند.

قلمرو فکری

ورود موفق گردآفرید به قلعه

بیت ۳۸
مفعول؛ درِ دژمسند

دردژببستندوغمگینشدند

نهاد

پرازغمدلودیدهخونینشدند

معنی

دژنشینان درِ قلعه را بستند و غمگین شدند؛ دلشان پر از غم و دیدگانشان از گریه خونین شد.

مفهوم

اندوه دژنشینان از اوضاع نبرد

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • در دژ: درِ قلعه.
  • دیده: چشم.
  • خونین: در اینجا کنایه از گریه بسیار.

قلمرو ادبی

  • دل و دیده مراعات‌نظیر دارند.
  • دیده خونین: کنایه از گریستن بسیار.
  • تکرار «غم» بر اندوه تأکید دارد.

قلمرو فکری

اندوه دژنشینان از اوضاع نبرد

بیت ۳۹
متمم

زآزارگردآفریدوهجیر

مسندنهاد

پرازدردبودند،برناوپیر

معنی

همه مردم، جوان و پیر، از رنج گردآفرید و اسارت هجیر پر از اندوه بودند.

مفهوم

اندوه همگانی از آسیب گردآفرید و اسارت هجیر

قلمرو زبانی

۱ جمله
  • آزار: رنج و آسیب.
  • هجیر: پهلوان اسیرشده ایرانی.
  • برنا: جوان.
  • پیر: سالمند.

قلمرو ادبی

  • برنا و پیر: تضاد.
  • گردآفرید و هجیر از چهره‌های ایرانی این داستان‌اند.

قلمرو فکری

اندوه همگانی از آسیب گردآفرید و اسارت هجیر

بیت ۴۰
منادا

بگفتند:کاینیکدلشیرزن

نهادمسند

پرازغمبُدازتودلانجمن

معنی

اهالی دژ گفتند: ای زن مهربان و شجاع، دل همه مردم به سبب آنچه بر تو گذشت پر از غم بود.

مفهوم

ستایش گردآفرید و اندوه مردم برای او

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • کای: که ای.
  • نیکدل: مهربان و پاک‌دل.
  • شیرزن: زن بسیار شجاع.
  • انجمن: جمع و مردم حاضر.

قلمرو ادبی

  • شیرزن: تشبیه بلیغ و وصف حماسی.
  • دل انجمن: مجاز از احساس و اندوه مردم.

قلمرو فکری

ستایش گردآفرید و اندوه مردم برای او

بیت ۴۱
مفعول جستیمعطوف؛ فعل جستی به قرینه حذف شده

کههمرزمجستیهمافسونورنگ

نهاد

نیامدزکارتوبردودهننگ

معنی

تو هم جنگ کردی و هم با تدبیر و فریب از دشمن رهایی یافتی؛ هیچ ننگی از کار تو بر خاندان ما ننشست.

مفهوم

ستایش شجاعت و تدبیر گردآفرید

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • رزم جستن: جنگ کردن.
  • افسون و رنگ: حیله، فریب و تدبیر.
  • دوده: خاندان و تبار.
  • ننگ: شرمساری.

قلمرو ادبی

  • رنگ و ننگ: جناس ناهمسان.
  • ننگ بر دوده آمدن: کنایه از بدنام شدن خاندان.

قلمرو فکری

ستایش شجاعت و تدبیر گردآفرید

بیت ۴۲
نهاد

بخندیدبسیارگردآفرید

متمممفعول

بهبارهبرآمدسپهرانگرید

معنی

گردآفرید بسیار خندید، بر بالای باروی قلعه رفت و به سپاه دشمن نگاه کرد.

مفهوم

خوشحالی گردآفرید از فریب دادن سهراب

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • باره: دیوار و باروی قلعه.
  • برآمد: بالا رفت.
  • سپه: سپاه.
  • نگرید: نگاه کرد.

قلمرو ادبی

  • رفتار گردآفرید نشان‌دهنده اطمینان او پس از موفقیت تدبیر است.

قلمرو فکری

خوشحالی گردآفرید از فریب دادن سهراب

بیت ۴۳
پیوند وابسته‌ساز زمانیمفعول

چوسهرابرادیدبرپشتزین

منادا

چنینگفتکایشاهترکانچین

معنی

وقتی گردآفرید سهراب را سوار بر اسب دید، از بالای دژ او را خطاب کرد و گفت: ای شاه ترکان چین...

مفهوم

آغاز سخنان تمسخرآمیز گردآفرید

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • زین: جای نشستن بر اسب.
  • کای: که ای.
  • ترکان چین: در متن اشاره به سپاه توران و دشمنان ایران.

قلمرو ادبی

  • زین و چین: جناس ناهمسان و قافیه.
  • خطاب شاه ترکان چین لحنی طعنه‌آمیز دارد.

قلمرو فکری

آغاز سخنان تمسخرآمیز گردآفرید

قرابت معنایی

  • این بیت با بیت ۴۴ موقوف‌المعانی است.
بیت ۴۴
مسندفعل امر

چرارنجهگشتی،کنونبازگرد

متمم

همازآمدنهمزدشتنبرد

معنی

گردآفرید می‌گوید: چرا خود را رنجیده کردی؟ اکنون هم از آمدن به این دژ و هم از میدان جنگ بازگرد.

مفهوم

تحقیر سهراب و دعوت او به بازگشت

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • رنجه: رنجور و خسته.
  • کنون: اکنون.
  • بازگرد: برگرد؛ فعل امر.
  • دشت نبرد: میدان جنگ.

قلمرو ادبی

  • پرسش چرا رنجه گشتی لحنی طعنه‌آمیز دارد.
  • تکرار «هم ... هم ...» بر بازگشت کامل تأکید می‌کند.

قلمرو فکری

تحقیر سهراب و دعوت او به بازگشت

بیت ۴۵
متمم در ساخت کهن؛ برای توپیوند وابسته‌ساز

تورابهترآیدکهفرمانکنی

مفعول

رخنامورسویتورانکنی

معنی

برای تو بهتر است که حرف مرا بپذیری و روی به سوی توران بگذاری و بازگردی.

مفهوم

ادامه تحقیر سهراب و توصیه به بازگشت

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • تو را بهتر آید: برای تو بهتر است؛ ساخت کهن.
  • فرمان کنی: اطاعت کنی.
  • رخ سوی جایی کردن: روی به آن سو نهادن.
  • نامور: مشهور و نامدار.

قلمرو ادبی

  • رخ سوی توران کردن: کنایه از بازگشتن به توران.

قلمرو فکری

ادامه تحقیر سهراب و توصیه به بازگشت

بیت ۴۶
مسندمتمم

نباشیبسایمنبهبازویخویش

نهادمتمم

خوردگاونادانزپهلویخویش

معنی

گردآفرید هشدار می‌دهد که بیش از حد به زور و توان خود مطمئن نباش؛ همان‌گونه که گاو نادان گاهی از نیروی پهلوی خودش آسیب می‌بیند، غرور به قدرت نیز می‌تواند موجب زیان شود.

مفهوم

نکوهش غرور و اعتماد افراطی به قدرت

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • ایمن: آسوده و مطمئن.
  • بازو: در اینجا مجاز از زور و قدرت بدنی.
  • خورد: آسیب می‌بیند و ضربه می‌خورد.
  • پهلوی خویش: از جانب و نیروی خود.

قلمرو ادبی

  • مصراع دوم «خورد گاو نادان ز پهلوی خویش» ارسال‌المثل است.
  • بازو: مجاز از زور و قدرت.
  • بیت تمثیلی هشدار می‌دهد که نیروی خود انسان نیز ممکن است سبب زیان او شود.

قلمرو فکری

نکوهش غرور و اعتماد افراطی به قدرت

نکات پایانی و جمع‌بندی

منبع و گونه ادبی

«گردآفرید» بخشی از داستان رستم و سهراب در شاهنامه فردوسی و از نمونه‌های برجسته ادبیات حماسی است. شعر در قالب مثنوی است و هر بیت قافیه مستقل دارد.

روند داستان

پس از اسارت هجیر، گردآفرید برای دفاع از دژ سپید وارد میدان می‌شود. با سهراب می‌جنگد، مهارت زیادی در تیراندازی و سوارکاری نشان می‌دهد و وقتی ادامه نبرد مستقیم را بی‌فایده می‌بیند، با تدبیر و استفاده از غرور سهراب به دژ بازمی‌گردد.

ویژگی‌های حماسی

رجزخوانی، اغراق، حرکت سریع، واژگان جنگی و تشبیه پهلوانان به شیر، پلنگ، رعد و آتش از مهم‌ترین ویژگی‌های حماسی درس‌اند.

موقوف‌المعانی

در درسنامه‌ها بر وابستگی معنایی بیت‌های ۹ و ۱۰، ۱۴ و ۱۵، ۳۰ و ۳۱ و ۴۳ و ۴۴ تأکید شده است.

کاربرد «چو»

«چو» در متن دو کاربرد دارد: گاهی به معنی «وقتی که» و پیوند وابسته‌ساز است؛ مانند «چو آگاه شد...» و گاهی به معنی «مانند» و ادات تشبیه؛ مانند «چو رعد خروشان» و «درفشان چو خورشید».

زبان کهن و تحول واژه

صورت‌های کهنی مانند «همی»، «اندر»، «بدو»، «اوی»، «کز»، «کاو»، «بد» به معنی «بود» و «کجا» به معنی «که» در متن دیده می‌شود. در کارگاه منبع نیز «اسپ ← اسب» نمونه‌ای از تحول شکل نوشتاری واژه معرفی شده است.

برکشیدن

در کارگاه متن‌پژوهی برای «برکشیدن» معانی «بیرون کشیدن»، «بالا بردن مقام»، «برافراشتن» و «رسم کردن» آمده است. در بیت «یکی تیغ تیز از میان برکشید» معنی درست «بیرون کشیدن» است.

ارسال‌المثل

مصراع «خورد گاو نادان ز پهلوی خویش» در درسنامه‌ها نمونه ارسال‌المثل معرفی شده و پیام آن نکوهش غرور و اعتماد بیش از اندازه به نیروی خویش است.

پیام کلی

درس در کنار ستایش شجاعت و میهن‌دوستی، بر ارزش خرد، تدبیر و شناخت موقعیت تأکید می‌کند؛ گردآفرید هم با جنگاوری و هم با هوشمندی از دژ دفاع می‌کند.