طوطی و بقال

مولویپایهٔ دهم۲۳ بیت

این حکایت از دفتر اول مثنوی معنوی مولوی است. مولوی در قالب داستان طوطی و بقال، نادرستی قضاوت بر پایهٔ شباهت ظاهری و قیاس کردن انسان‌ها و پدیده‌ها فقط از روی ظاهر را نشان می‌دهد.

  • قلمرو زبانی
  • قلمرو ادبی
  • قلمرو فکری
بیت ۱
«را» حرف اضافه به معنی «برای»فعل غیراسنادی؛ به معنی «وجود داشت»

بودبقالیوویراطوطی‌ای

خوش‌نوایی،سبز،گویاطوطی‌ای

معنی

بقالی بود که طوطی‌ای خوش‌آواز، سبزرنگ و سخنگو داشت.

مفهوم

معرفی بقال و طوطی خوش‌سخن او

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • بقال: فروشنده مواد خوراکی و خواربار.
  • خوش‌نوا: خوش‌آواز.
  • گویا: سخنگو.
  • «را» در «وی را طوطی‌ای» حرف اضافه و به معنی «برای» است: برای وی طوطی‌ای بود.
  • «بود» در مصراع اول غیراسنادی و به معنی «وجود داشت» است.
  • در مصراع دوم «طوطی‌ای» پس از صفات آمده و ساخت وصفی مقلوب دیده می‌شود.

قلمرو ادبی

  • شعر در قالب مثنوی است و هر بیت قافیه مستقل دارد.
  • تکرار واژه «طوطی‌ای» و تکرار آوای «ی» به موسیقی بیت کمک کرده است.

قلمرو فکری

داستان با معرفی طوطی زیبا و خوش‌سخن بقال آغاز می‌شود.

بیت ۲
مسندفعل ماضی استمراری در زبان کهن

دردکانبودینگهباندکان

فعل ماضی استمراری در زبان کهن

نکتهگفتیباهمهسوداگران

معنی

طوطی در دکان نگهبان بود و با همه بازرگانان و مشتریان سخنان شیرین و لطیفه می‌گفت.

مفهوم

خوش‌زبانی و حضور طوطی در دکان

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • دکان: مغازه.
  • سوداگر: بازرگان و تاجر؛ در منابع به تحول معنایی این واژه در زبان امروز اشاره شده است.
  • نکته گفتن: سخن لطیف و شیرین گفتن.
  • «بودی» و «گفتی» در اینجا برابر «می‌بود» و «می‌گفت» و از صورت‌های ماضی استمراری در زبان کهن‌اند.
  • «نگهبان» مسند است.

قلمرو ادبی

  • «نکته گفتن»: کنایه از لطیفه‌گویی و خوش‌زبانی.
  • تکرار «دکان» واژه‌آرایی ایجاد کرده است.

قلمرو فکری

طوطی هم نگهبان دکان بود و هم با سخنان شیرین، فضای دکان را دلنشین می‌کرد.

بیت ۳
مسندفعل ماضی استمراری

درخطابآدمیناطقبدی

مسند

درنوایطوطیانحاذقبدی

معنی

طوطی در سخن گفتن با انسان‌ها گویا بود و در آوازخوانی میان طوطیان نیز مهارت داشت.

مفهوم

مهارت طوطی در سخن گفتن و آوازخوانی

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • خطاب: رویاروی کسی سخن گفتن.
  • ناطق: سخنگو.
  • نوا: آواز.
  • حاذق: ماهر و چیره‌دست.
  • «بدی» در هر دو مصراع به معنی «می‌بود» و ماضی استمراری است.

قلمرو ادبی

  • «ناطق / حاذق»: قافیه.
  • ساخت موازی دو مصراع بر موسیقی بیت افزوده است.

قلمرو فکری

طوطی هم در گفتگو با انسان‌ها و هم در آواز طوطیان بسیار توانا بود.

بیت ۴
متمم

جستازصدردکانسوییگریخت

مفعول

شیشه‌هایروغنگلرابریخت

معنی

طوطی از بالای دکان پرید و به سویی گریخت و شیشه‌های روغن گل را بر زمین ریخت.

مفهوم

آغاز حادثه و ریختن روغن‌ها

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • جست: پرید.
  • صدر: بالا و قسمت بالایی.
  • روغن گل: روغن معطر گل.
  • بریخت: ریخت؛ صورت کهن فعل.

قلمرو ادبی

  • «جست / گریخت / بریخت» حرکت سریع و ناگهانی صحنه را برجسته می‌کنند.

قلمرو فکری

حادثه اصلی داستان با پریدن طوطی و ریختن شیشه‌های روغن آغاز می‌شود.

بیت ۵
«ش» ضمیر پیوسته در نقش مضاف‌الیه

ازسویخانهبیامدخواجه‌اش

قید

بردکانبنشستفارغخواجه‌وش

معنی

صاحب طوطی از خانه به دکان آمد و آسوده و مانند یک خواجه در دکان نشست.

مفهوم

بازگشت صاحب دکان

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • خواجه: صاحب، سرور و آقا.
  • فارغ: آسوده.
  • خواجه‌وش: مانند خواجه و کدخدامنش؛ پسوند «ـوش» به معنی «مانند» است.
  • «ش» در «خواجه‌اش» ضمیر پیوسته و مضاف‌الیه است.

قلمرو ادبی

  • «خواجه‌وش»: تشبیه فشرده؛ «ـوش» ادات همانندی است.

قلمرو فکری

بقال بی‌خبر از اتفاقی که افتاده، آرام به دکان بازمی‌گردد.

بیت ۶
مفعول «دید»مفعول محذوف‌الفعل؛ «جامه را چرب دید»

دیدپرروغندکانوجامهچرب

مسند

برسرشزدگشتطوطیکَلزضرب

معنی

بقال دید دکان پر از روغن شده و لباسش چرب است؛ از خشم بر سر طوطی زد و طوطی بر اثر ضربه کچل شد.

مفهوم

خشم بقال و آسیب دیدن طوطی

قلمرو زبانی

۴ جمله
  • جامه: لباس.
  • کَل: کچل و بی‌مو.
  • ضرب: ضربه و زدن.
  • پس از «جامه چرب» فعل «دید» به قرینه لفظی حذف شده است.

قلمرو ادبی

  • «چرب / ضرب» جناس ناهمسان.
  • «بر / سر» تناسب آوایی دارد.

قلمرو فکری

بقال بدون تأمل طوطی را می‌زند و همین رفتار سبب خاموشی و کچلی او می‌شود.

بیت ۷

روزکیچندیسخنکوتاهکرد

نهادمتمم

مردبقالازندامتآهکرد

معنی

طوطی چند روزی سخن نگفت و مرد بقال از کار خود پشیمان شد و افسوس خورد.

مفهوم

سکوت طوطی و پشیمانی بقال

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • روزکی چندی: چند روز.
  • ندامت: پشیمانی و تأسف.
  • آه کردن: افسوس خوردن.

قلمرو ادبی

  • «سخن کوتاه کردن»: کنایه از ساکت شدن.
  • «آه کردن»: کنایه از افسوس خوردن.

قلمرو فکری

بقال پس از دیدن نتیجه خشم خود، از رفتار خویش پشیمان می‌شود.

بیت ۸

ریشبرمی‌کندومی‌گفت:«ایدریغ

فعل غیراسنادی؛ در معنی «رفت / از دست رفت»

کآفتابنعمتمشدزیرمیغ»

معنی

بقال از شدت پشیمانی ریش خود را می‌کند و می‌گفت: افسوس که نعمت و دارایی ارزشمند من، یعنی طوطی سخنگو، مانند آفتاب پشت ابر پنهان شد و از دست رفت.

مفهوم

حسرت و پشیمانی شدید بقال

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • دریغ: افسوس و حسرت.
  • میغ: ابر.
  • کآفتاب: که آفتاب.
  • در منابع «شد» در این بیت به معنی «رفت» و غیراسنادی دانسته شده است.

قلمرو ادبی

  • «ریش برکندن»: کنایه از اظهار پشیمانی و افسوس.
  • «آفتاب نعمت»: اضافه تشبیهی/استعاری؛ طوطی و نعمت او به آفتاب مانند شده است.
  • «آفتاب / میغ»: مراعات‌نظیر و تقابل روشنی و پوشیدگی.
  • «زیر میغ شدن آفتاب نعمت»: کنایه از ناپدید شدن و از دست رفتن نعمت.

قلمرو فکری

بقال ارزش طوطی را پس از خاموش شدنش درمی‌یابد و از رفتار خود سخت پشیمان می‌شود.

بیت ۹
نهاد

دستمنبشکستهبودیآنزمان

پیوند وابسته‌ساز زمانی

چونزدممنبرسرآنخوش‌زبان

معنی

کاش همان زمانی که بر سر طوطی خوش‌زبانم زدم، دستم شکسته بود و نمی‌توانستم او را بزنم.

مفهوم

پشیمانی عمیق بقال از تنبیه طوطی

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • خوش‌زبان: خوش‌سخن؛ در اینجا اشاره به طوطی.
  • بودی: بود؛ صورت کهن.
  • چون: در اینجا به معنی «وقتی که» است.

قلمرو ادبی

  • «دست من بشکسته بودی»: کنایه از آرزوی ناتوان شدن برای انجام ندادن آن کار.
  • «زمان / زبان»: جناس ناهمسان.

قلمرو فکری

بقال آرزو می‌کند ای کاش هرگز توان زدن طوطی را نداشت.

بیت ۱۰
«را» حرف اضافه به معنی «به»

هدیه‌هامی‌دادهردرویشرا

پیوند وابسته‌ساز هدفمفعول

تابیابدنطقمرغخویشرا

معنی

بقال برای اینکه طوطی دوباره سخن بگوید، به هر درویشی هدیه و صدقه می‌داد.

مفهوم

تلاش بقال برای بازگشت سخن طوطی

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • درویش: بینوا و نیازمند.
  • نطق: سخن گفتن.
  • «را» در «هر درویش را» حرف اضافه و به معنی «به» است.
  • «را» در «مرغ خویش را» نشانه مفعول است.
  • «تا» پیوند وابسته‌ساز و بیانگر هدف است.

قلمرو فکری

بقال برای رسیدن به خواسته خود، به نیازمندان بخشش می‌کند.

بیت ۱۱
قید حالت/مسندهای وصفی

بعدسهروزوسهشبحیرانوزار

مسندفعل اسنادی؛ صورت کهن «بود»

بردکانبنشستهبدنومیدوار

معنی

پس از سه روز و سه شب، بقال سرگردان، پریشان و ناامید در دکان نشسته بود.

مفهوم

ناامیدی و پریشانی بقال

قلمرو زبانی

۱ جمله
  • حیران: سرگردان.
  • زار: بیچاره و ناتوان.
  • نومیدوار: ناامید.
  • «بد» صورت کوتاه و کهن «بود» است.

قلمرو ادبی

  • «روز / شب»: تضاد.
  • تکرار «سه» بر طول مدت انتظار تأکید می‌کند.

قلمرو فکری

خاموش ماندن طوطی، بقال را ناامید و پریشان کرده است.

بیت ۱۲
«را» حرف اضافه به معنی «برای»

می‌نمودآنمرغراهرگونشگفت

پیوند وابسته‌سازمصدر کوتاه‌شده «گفتن»، نه فعل

تاکهباشداندرآیداوبهگفت

معنی

بقال برای طوطی انواع کارهای عجیب و شکلک‌ها انجام می‌داد تا شاید دوباره به سخن گفتن بیاید.

مفهوم

تلاش پیوسته بقال برای به سخن آوردن طوطی

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • نمودن: نشان دادن و آشکار کردن.
  • هر گون شگفت: هر نوع کار شگفت‌آور.
  • «را» در مصراع اول حرف اضافه و به معنی «برای» است: برای آن مرغ.
  • «گفت» در «به گفت آمدن» شکل کوتاه‌شده مصدر «گفتن» است و فعل ماضی نیست.

قلمرو ادبی

  • «شگفت / گفت»: جناس ناهمسان.

قلمرو فکری

بقال از هر راهی می‌کوشد طوطی را دوباره سخنگو کند.

بیت ۱۳
نهاد

جولقی‌ایسربرهنهمی‌گذشت

ادات تشبیه

باسربی‌موچوپشتطاسوطشت

معنی

درویشی پشمینه‌پوش و سربرهنه با سری بی‌مو که مانند پشت کاسه و طشت صاف بود، از آنجا می‌گذشت.

مفهوم

ورود درویش کچل و زمینه‌سازی برای اشتباه طوطی

قلمرو زبانی

۱ جمله
  • جولقی: درویش پشمینه‌پوش.
  • سربرهنه: بی‌دستار و بی‌پوشش سر.
  • طاس: کاسه مسی.
  • طشت: لگن و ظرف بزرگ.
  • «چو» در اینجا ادات تشبیه و به معنی «مانند» است.

قلمرو ادبی

  • «سر بی‌مو چو پشت طاس و طشت»: تشبیه؛ سر بی‌مو به پشت طاس و طشت تشبیه شده است.
  • «طاس / طشت»: مراعات‌نظیر.
  • تکرار آواهای «ت» و «ط» واج‌آرایی ایجاد کرده است.

قلمرو فکری

شباهت ظاهری سر درویش با سر کچل طوطی، مقدمه قیاس نادرست طوطی است.

بیت ۱۴
قید

طوطیاندرگفتآمددرزمان

متممپیوند وابسته‌ساز

بانگبردرویشزدکه:«هیفلان»

معنی

طوطی همین که درویش کچل را دید، ناگهان دوباره به سخن آمد و با صدای بلند او را صدا زد: آهای فلانی!

مفهوم

بازگشت ناگهانی سخن طوطی

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • در زمان: فوراً و بلافاصله.
  • اندر گفت آمد: به سخن گفتن آمد.
  • بانگ زدن: با صدای بلند صدا کردن.
  • هی فلان: آهای فلانی.

قلمرو ادبی

  • بازگشت ناگهانی سخن طوطی نقطه طنز داستان را آغاز می‌کند.

قلمرو فکری

دیدن درویش کچل، طوطی را به سخن می‌آورد.

بیت ۱۵
منادا

ازچهایکَلباکَلانآمیختی؟

نهادواژه پرسشی همراه با گمان و تعجب

تومگرازشیشهروغنریختی؟

معنی

طوطی به درویش گفت: ای کچل، چرا با کچل‌ها همراه شده‌ای؟ مگر تو هم مثل من شیشه روغن را ریخته‌ای که کچل شده‌ای؟

مفهوم

قیاس نادرست طوطی بر پایه شباهت ظاهری

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • کَل: کچل.
  • کَلان: کچل‌ها.
  • آمیختن: همراه و مخلوط شدن.
  • «مگر» در اینجا برای پرسش همراه با گمان و تعجب به کار رفته است.

قلمرو ادبی

  • پرسش‌های بیت، طنز داستان را می‌سازند.
  • «با کلان آمیختن» در این بافت کنایه از قرار گرفتن در شمار کچلان است.

قلمرو فکری

طوطی علت کچلی درویش را دقیقاً همان علت کچلی خودش می‌پندارد و از ظاهر به باطن حکم می‌کند.

بیت ۱۶
«ش» مضاف‌الیه«را» حرف اضافه به معنی «برای»

ازقیاسشخندهآمدخلقرا

مفعول

کاوچوخودپنداشتصاحبدلقرا

معنی

مردم از این مقایسه طوطی خندیدند، زیرا او درویش را مانند خودش تصور کرده بود.

مفهوم

نادرستی قیاس ظاهری و خنده مردم

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • قیاس: مقایسه و سنجیدن دو چیز.
  • خلق: مردم.
  • صاحب دلق: درویش صوفی.
  • دلق: جامه درویشان.
  • «ش» در «قیاسش» مضاف‌الیه است.
  • «را» در «خلق را» حرف اضافه و به معنی «برای» است؛ «را» در «صاحب دلق را» نشانه مفعول است.

قلمرو ادبی

  • «خلق / دلق»: جناس ناهمسان.
  • «صاحب دلق»: کنایه از درویش.

قلمرو فکری

مردم به این دلیل خندیدند که طوطی تنها بر اساس شباهت ظاهری، درویش را با خود یکی دانسته بود.

بیت ۱۷
مفعول

کارپاکانراقیاسازخودمگیر

پیوند وابسته‌ساز

گرچهمانددرنبشتنشیروشیر

معنی

کار انسان‌های پاک را با کار خود مقایسه نکن؛ زیرا هرچند دو واژه «شیر» در نوشتن کاملاً یکسان‌اند، یکی شیر درنده و دیگری شیر خوردنی است و معنایشان تفاوت دارد.

مفهوم

پرهیز از مقایسه انسان‌های پاک با خود بر اساس ظاهر

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • پاکان: انسان‌های پاک و اولیای حق.
  • قیاس گرفتن: مقایسه کردن.
  • نبشتن: نوشتن.
  • «را» در «کار پاکان را» نشانه مفعول است.
  • «گرچه» پیوند وابسته‌ساز است.

قلمرو ادبی

  • «شیر / شیر»: جناس همسان؛ صورت نوشتاری و آوایی یکسان و معنی متفاوت.
  • تکرار صامت «ش» واج‌آرایی دارد.

قلمرو فکری

شباهت در ظاهر و صورت دلیل بر یکسان بودن حقیقت و باطن نیست.

بیت ۱۸
نهاد

جملهعالمزینسببگمراهشد

نهادمتمم

کمکسیزابدالحقآگاهشد

معنی

همه مردم دنیا به سبب همین مقایسه‌های نادرست گمراه شده‌اند و افراد اندکی حقیقت مردان کامل و اولیای خدا را شناخته‌اند.

مفهوم

گمراهی ناشی از مقایسه نادرست و ناشناخته ماندن حقیقت اولیای خدا

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • جمله: همه.
  • عالم: جهان؛ در بیت مجاز از مردم جهان.
  • ابدال: جمع بدل/بدیل؛ مردان کامل و اولیای حق.
  • آگاه: باخبر و شناخت‌دار.

قلمرو ادبی

  • «عالم»: مجاز از مردم عالم.
  • «جمله عالم / کم کسی»: تقابل همه و اندک.
  • «گمراه / آگاه»: تضاد.

قلمرو فکری

بیشتر مردم به دلیل قضاوت سطحی، از حقیقت و مرتبه انسان‌های کامل آگاه نمی‌شوند.

بیت ۱۹
نهاد

هردوگونزنبورخوردندازمحل

پیوند هم‌پایه‌ساز

لیکشدزاننیشوزیندیگرعسل

معنی

دو نوع زنبور از یک محل غذا می‌خورند، اما حاصل یکی نیش است و حاصل دیگری عسل.

مفهوم

ظاهر و سرچشمه مشترک، اما باطن و نتیجه متفاوت

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • گون: گونه و نوع.
  • محل: جایگاه و مکان.
  • زان: از آن.
  • زین: از این.
  • لیک: ولی و اما.

قلمرو ادبی

  • «نیش / عسل»: تضاد از نظر زیان و سود.
  • زنبور و عسل مراعات‌نظیر دارند.
  • این بیت تمثیلی برای تفاوت باطن‌ها با وجود شباهت ظاهری است.

قلمرو فکری

یکسان بودن ظاهر یا محیط، لزوماً به نتیجه و حقیقت یکسان نمی‌انجامد.

بیت ۲۰
نهادمفعولمعطوف به «گیا»

هردوگونآهوگیاخوردندوآب

زینیکیسرگینشدوزانمشکناب

معنی

دو نوع آهو از گیاه و آب یکسان می‌خورند، اما حاصل یکی فضله است و از دیگری مشک خالص و خوشبو به دست می‌آید.

مفهوم

تفاوت نتیجه با وجود خوراک و ظاهر مشترک

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • گیا: مخفف گیاه.
  • سرگین: فضله برخی چهارپایان.
  • مشک: ماده خوشبویی که از ناف آهوی مشک به دست می‌آید.
  • ناب: خالص.

قلمرو ادبی

  • «سرگین / مشک»: تضاد معنایی از نظر ناخوشایندی و خوشبویی.
  • «آهو / گیا / آب / مشک»: مراعات‌نظیر.
  • «آب / ناب»: جناس ناهمسان.
  • این بیت نیز تمثیلی برای تفاوت باطن‌هاست.

قلمرو فکری

مواد و شرایط یکسان می‌توانند در وجودهای متفاوت، نتیجه‌های کاملاً متفاوتی پدید آورند.

بیت ۲۱
نهاد

هردونیخوردندازیکآبخور

نهادنهادمسند

اینیکیخالیوآنپرازشکر

معنی

دو نوع نی از یک آبخور تغذیه می‌کنند، اما یکی توخالی و بی‌حاصل است و دیگری پر از شکر.

مفهوم

باطن متفاوت با وجود سرچشمه و ظاهر مشترک

قلمرو زبانی

۳ جمله
  • آبخور: محل نوشیدن یا گرفتن آب.
  • نی: گیاه نی؛ یکی معمولی و دیگری نیشکر.
  • در منابع به تلفظ کهن «خُوردن» اشاره شده است؛ این تلفظ با «شکر» هم‌قافیه می‌شده است.

قلمرو ادبی

  • «خالی / پر»: تضاد.
  • «نی / آبخور / شکر»: مراعات‌نظیر.
  • بیت تمثیلی برای پرهیز از قیاس بر اساس ظاهر است.

قلمرو فکری

یکسان بودن محیط و ظاهر، دلیل یکسان بودن ارزش و حاصل موجودات نیست.

بیت ۲۲

صدهزاراناینچنیناشباهبین

«شان» مضاف‌الیهترکیب وصفی مقلوب

فرقشانهفتادسالهراهبین

معنی

صدها هزار نمونه از این همانندی‌های ظاهری وجود دارد که تفاوت باطنی آنها بسیار زیاد است؛ فاصله میان حقیقتشان گویی راهی هفتادساله است.

مفهوم

فراوانی شباهت‌های ظاهری همراه با تفاوت‌های عمیق

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • اشباه: جمع «شبه»؛ همانندان و مانندها.
  • فرقشان: تفاوت آنها؛ «شان» مضاف‌الیه است.
  • «هفتاد ساله راه» ترکیب وصفی مقلوب است: راهِ هفتادساله.

قلمرو ادبی

  • «صد هزاران»: کنایه از بسیار زیاد.
  • «هفتاد ساله راه»: اغراق و کنایه از فاصله و تفاوت بسیار زیاد.
  • «صد هزاران / هفتاد»: تناسب عددی.
  • مصراع دوم یادآور تعبیر «تفاوت از زمین تا آسمان» است.

قلمرو فکری

شباهت ظاهری فراوان است، اما تفاوت حقیقت و باطن می‌تواند بسیار عمیق باشد.

بیت ۲۳
پیوند وابسته‌ساز

چونبسیابلیسآدم‌رویهست

پیوند نتیجهفعل؛ شایسته نیست

پسبههردستینشایدداددست

معنی

چون انسان‌های شیطان‌صفت بسیاری هستند که ظاهری انسانی دارند، نباید با هر کسی عهد دوستی و اعتماد بست.

مفهوم

اعتماد نکردن به ظاهر افراد و پرهیز از دوستی نابجا

قلمرو زبانی

۲ جمله
  • بسی: بسیار و فراوان.
  • نشاید: شایسته نیست و نباید.
  • آدم‌روی: دارای ظاهر انسان.
  • «چون» به معنی «وقتی که / زیرا که» و پیوند وابسته‌ساز است.
  • «پس» پیوند نتیجه است.

قلمرو ادبی

  • «ابلیس آدم‌روی»: تصویری از انسان شیطان‌صفت با ظاهر انسانی.
  • «ابلیس / آدم»: تضاد.
  • «دست دادن»: کنایه از عهد و پیمان دوستی بستن.
  • «هست / دست»: جناس ناهمسان.
  • تکرار «دست» واژه‌آرایی ایجاد کرده است.

قلمرو فکری

ظاهر پسندیده همیشه نشانه باطن خوب نیست؛ بنابراین نباید تنها بر اساس ظاهر به هر کسی اعتماد کرد.

نکات پایانی و جمع‌بندی

منبع و قالب

«طوطی و بقال» از دفتر اول مثنوی معنوی مولوی است و در قالب مثنوی سروده شده است؛ بنابراین هر بیت قافیهٔ مستقل دارد.

روند حکایت

بقال طوطی خوش‌سخنی دارد. طوطی شیشه‌های روغن را می‌ریزد و بقال از خشم بر سرش می‌زند؛ طوطی کچل و خاموش می‌شود. بقال پشیمان می‌شود و برای بازگشت سخن طوطی تلاش می‌کند. با دیدن درویشی کچل، طوطی دوباره سخن می‌گوید و گمان می‌کند او نیز به سبب ریختن روغن کچل شده است. مولوی از این قیاس خنده‌آور برای بیان پیام اخلاقی درس استفاده می‌کند.

پیام اصلی

نباید تنها بر اساس شباهت‌های ظاهری، افراد و پدیده‌ها را یکسان دانست. ظاهر مشابه می‌تواند با حقیقت، باطن، نیت و نتیجه‌ای کاملاً متفاوت همراه باشد.

تمثیل‌های پایانی

مولوی برای روشن کردن پیام خود چند نمونه می‌آورد: دو زنبور از یک محل می‌خورند اما یکی نیش و دیگری عسل می‌دهد؛ دو آهو خوراک مشابه دارند اما حاصل یکی سرگین و دیگری مشک ناب است؛ دو نی از یک آبخور تغذیه می‌کنند اما یکی خالی و دیگری پر از شکر است.

کاربردهای «را»

در این درس «را» همیشه نشانهٔ مفعول نیست. در «وی را طوطی‌ای» به معنی «برای» است؛ در «هدیه‌ها می‌داد هر درویش را» به معنی «به» است؛ در «می‌نمود آن مرغ را...» به معنی «برای» آمده؛ اما در «مرغ خویش را»، «صاحب دلق را» و «کار پاکان را» نشانهٔ مفعول است.

جناس

درسنامه‌ها بر جناس تأکید دارند. جناس همسان زمانی است که دو واژه از نظر لفظ کاملاً یکسان ولی از نظر معنی متفاوت باشند؛ مانند «شیر / شیر». نمونه‌های جناس ناهمسان درس نیز «چرب / ضرب»، «زمان / زبان»، «شگفت / گفت»، «خلق / دلق»، «آب / ناب» و «هست / دست» هستند.

نکات زبانی مهم

صورت‌های کهن «بودی، گفتی، بدی، بد» و کاربرد «گفت» به صورت مصدر کوتاه‌شده در «به گفت آمدن» مهم‌اند. «سوداگر» نیز در منابع به عنوان نمونه‌ای از تحول معنایی واژه معرفی شده است.

کنایه‌ها و تصویرها

«نکته گفتن»، «سخن کوتاه کردن»، «آه کردن»، «ریش برکندن»، «دست شکسته بودن» و «دست دادن» از کنایه‌های مهم‌اند. «آفتاب نعمت» نیز تصویری برای نعمت و ارزش طوطی است و پنهان شدن آن زیر میغ، از دست رفتن آن نعمت را نشان می‌دهد.

پایان حکمت‌آموز

بیت «چون بسی ابلیس آدم‌روی هست / پس به هر دستی نشاید داد دست» نتیجهٔ اخلاقی حکایت را کامل می‌کند: ظاهر انسانی و پسندیده همیشه نشانهٔ باطن نیک نیست و اعتماد و دوستی نباید تنها بر ظاهر استوار باشد.