از سال چهارم تا ششم ابتدایی با خسرو همکلاس بودم. در تمام این مدت سه سال نشد که یک روز کاغذ و مدادی به کلاس بیاورد یا تکلیفی انجام دهد. با این حال بیشتر نمرههایش بیست بود. وقتی معلم برای خواندن انشا خسرو را پای تخته صدا میکرد، دفترچه من یا مصطفی را که در دو طرف او روی یک نیمکت نشسته بودیم، برمیداشت و صفحه سفیدی را باز میکرد و ارتجالاً انشایی میساخت و با صدای گرم و رسا، به اصطلاح امروزیها، اجرا میکرد و یک نمره بیست با مبلغی آفرین و احسنت تحویل میگرفت و مثل شاخ شمشاد میآمد و سر جای خودش مینشست.
معنی
خسرو با اینکه تقریباً هیچگاه وسایل و تکلیف مدرسه همراه نداشت، بسیار بااستعداد بود و بیشتر نمرههایش بیست میشد. حتی انشا را بدون نوشته قبلی و به صورت بداهه اجرا میکرد.
مفهوم
استعداد خدادادی و بداههگویی خسرو در کنار بینظمی او
قلمرو زبانی
۱۰ جمله- ارتجالاً: بیدرنگ و بدون آمادگی قبلی سخن گفتن یا شعر سرودن.
- رسا: بلند و واضح.
- مبلغی: مقداری.
- احسنت: آفرین و مرحبا.
قلمرو ادبی
- «صدای گرم»: حسآمیزی.
- «مثل شاخ شمشاد»: تشبیه خسرو به شاخ شمشاد از نظر قامت راست و زیبا.
قلمرو فکری
خسرو با وجود بیاعتنایی به تکلیف، استعداد ذهنی و بیانی بسیار زیادی داشت.