چون به بصره رسیدیم، از برهنگی و عاجزی به دیوانگان ماننده بودیم و سه ماه بود که موی سر باز نکرده بودیم و میخواستم که در گرمابه روم، باشد که گرم شوم که هوا سرد بود و جامه نبود و من و برادرم هر یک لنگی کهنه پوشیده بودیم و پلاس پارهای در پشت بسته از سرما.
معنی
وقتی به بصره رسیدیم، چنان فقیر و ناتوان بودیم که شبیه دیوانگان به نظر میآمدیم؛ سه ماه موهایمان را اصلاح نکرده بودیم، هوا سرد بود و لباس مناسبی نداشتیم. من و برادرم تنها لنگی کهنه پوشیده و برای جلوگیری از سرما پارهای پلاس بر پشت بسته بودیم.
مفهوم
فقر شدید و دشواری حال ناصرخسرو و برادرش هنگام ورود به بصره
قلمرو زبانی
۹ جمله- بصره: شهری در عراق.
- برهنگی: بیلباسی و نداشتن پوشش مناسب؛ عاجزی: ناتوانی و درماندگی.
- ماننده: مانند، شبیه.
- موی سر باز کردن: اصلاح و کوتاه کردن موی سر.
- جامه: لباس.
- لنگ: جامهای که در گرمابه به کمر میبندند.
- پلاس: نوعی گلیم کمبها و جامهای پشمینه و ستبر که درویشان میپوشیدند.
- «روم» و «شوم» مضارع التزامیاند.
- پس از «پشت بسته» فعل «بودیم» به قرینهٔ لفظی حذف شده است.
قلمرو ادبی
- «به دیوانگان ماننده بودیم»: تشبیه؛ ناصرخسرو و برادرش به دیوانگان تشبیه شدهاند.
- «برهنگی / عاجزی»: تناسب معنایی با فقر و درماندگی.
قلمرو فکری
راوی شدت فقر و درماندگی خود و برادرش را در آغاز ورود به بصره نشان میدهد.