زنگ نقاشی، دلخواه و روان بود. خشکی نداشت. به جد گرفته نمیشد. خنده در آن روا بود. معلم دور نبود. صورتک به رو نداشت.
معنی
کلاس نقاشی برای ما خوشایند و راحت بود؛ خشک و کسالتآور نبود و خیلی جدی گرفته نمیشد. خندیدن در آن آزاد بود و معلم رفتاری صمیمی و بیریا داشت.
مفهوم
فضای صمیمی، شاد و غیررسمی کلاس نقاشی
قلمرو زبانی
۶ جمله- دلخواه: مطابق میل و پسند.
- روان: راحت و بیتکلف.
- به جد گرفتن: جدی گرفتن.
- روا: جایز و مجاز.
- صورتک: آنچه شبیه صورت است؛ ماسک.
- «واو» در «دلخواه و روان» حرف عطف است.
قلمرو ادبی
- «خشکی نداشت»: کنایه از کسالتآور و خشک نبودن کلاس.
- «معلم دور نبود»: کنایه از صمیمی و نزدیک بودن معلم.
- «صورتک به رو نداشت»: کنایه از بیریا و بیتظاهر بودن.
قلمرو فکری
سپهری کلاس نقاشی و معلم آن را با فضایی آزاد، صمیمی و شاد به یاد میآورد.