فارسی دوازدهم · درس ۱۱

آن شب عزیز

سیدمهدی شجاعی

ایثار و از خودگذشتگی رزمندگان

۸ مفهوم · ۲ نکتهٔ پایانی
  1. ۱

    من را هم که گفتید بروم، همه را گفتید اما نمی‌شد آقا! نمی‌توانستم، شما عصبانی شدید؛ گفتید که دستور می‌دهید، اما باز هم من نتوانستم بروم، بقیه…

    معنی و آرایه‌ها

    خدا نکند، نمی‌خواستم به سخن شما بی‌اعتنایی کرده باشم. نیازی به گفتن نیست؛ می‌دانید که من، بیش از همه، اصرار به شنیدن سخنان شما داشتم.

    • دست خودم نبود: کنایه از «از خودم اختیاری نداشتم».
    • پا سست شدن: کنایه از احساس ضعف کردن.
    • قلب لرزیدن و عرق کردن: کنایه از نگرانی و ترسیدن.
    • حرف زیر پا گذاشتن: کنایه از به حرف کسی گوش نکردن و نافرمانی.
    • حرف: مجاز از سخن.
    • قدم از قدم برداشتن: کنایه از حرکتی هرچند اندک داشتن.
    • فرمان بردن: کنایه از دستور یا فرمانی را اجرا کردن.
    • زیر پا گذاشتن حرف: کنایه از نادیده انگاشتن و بی‌توجهی به سخن.
  2. ۳

    آفتاب، چشم‌هایتان را می‌زد؛ برای همین دستان را بر چشم‌های درشتتان که در نور آفتاب جمع شده بود، حایل کرده بودید، دست دیگرتان را هم به هنگام صحبت کردن…

    مفهوم

    با گذشت روزگار، نام و گفتار نیک و پاک از بین نمی‌رود و جاودانه است.

    معنی و آرایه‌ها

    نور آفتاب، چشم‌هایتان را اذیت می‌کرد. برای جلوگیری از تابش مستقیم نور آفتاب دستان را روی چشم‌های درشتتان محافظ کرده بودید.

    • به سویتان خیز بردارم: کنایه از به سرعت به سمتتان بیایم.
    • گز کردن: کنایه از گوشه‌گیری.
    • دَم: مجاز از لحظه.
  3. ۶

    وقتی حرف‌هایتان تمام شد و تکبیر و صلوات بچه‌ها فرو نشست، به سمت من آمدید، فکر اینکه مرا شناخته باشید، دلم را گرم کرد. از جا کنده شدم و به سمت شما…

    معنی و آرایه‌ها

    حتی تصور اینکه مرا شناخته باشید، مرا امیدوار کرد.

    • دلم را گرم کرد: کنایه از امیدوار شدن.
    • از جا کنده شدم: کنایه از به سرعت بلند شدن.
  4. ۹

    پرسیدم: «اگر اشتباه نکنم، بوی حمله می‌آید؟» گفتید: «از شامهٔ قوی شما تشخیص بوی حمله غریب نیست.»

    معنی و آرایه‌ها

    اگر اشتباه نکنم، بوی حمله بسیار نزدیک است. گفتید: از حسن بویایی شما، تشخیص زمان حمله عجیب نیست.

    • بوی حمله: حس‌آمیزی.
    • بوی چیزی آمدن: کنایه از نزدیک بودن یا احتمال رخ دادن آن چیز.
  5. ۱۰

    گفتم: «فکر می‌کنید امام حسین(ع) ما را دوست داشته باشد؟» گفتید: «چرا که نه، شما عاشق حسینید و حسین بیش از هرکس دوست داشتن را می‌فهمد و قدر می‌داند.»

    مفهوم

    هم‌سویی نبرد رزمندگان دفاع مقدس با اهداف امام حسین(ع).

  6. ۱۱

    گفتم: «پس در این حمله مرا هم با خود همراه می‌کنید؛ نه برای جنگیدن، برای با شما همراه بودن، برای جنگ یاد گرفتن.» نمی‌پذیرفتید، بهانه می‌آوردید و طفره…

    معنی و آرایه‌ها

    بهانه می‌آوردید و پاسخ صریح و واضح نمی‌دادید؛ ولی اصرارهای التماس‌وار من، بالاخره شما را راضی کرد.

    • بوی التماس: حس‌آمیزی و استعاره.
    • بوی چیزی آمدن: کنایه از احتمال رخ دادن آن چیز.
  7. ۱۲

    مقدمات کار بسیار زودتر از آنچه من و شما تصور می‌کردیم، انجام شد. بچه‌ها بعد از شام پراکنده شدند، هر کدام به‌سویی رفتند. من هم می‌توانستم و می‌خواستم…

    معنی و آرایه‌ها

    قصد داشتم مانند دیگر بچه‌ها، خلوت‌گزینی کنم.

    • در گوشه‌ای خودم را گم کنم: گم کردن خود، کنایه از فراموش کردن خود.
    • خود را گم کردن: کنایه از گوشه‌نشینی و خلوت‌گزینی.
  8. ۱۴

    آن‌قدر مراقب پنهان‌کاری خودم بودم که نفهمیدم چقدر از سنگرها فاصله گرفته‌ایم. میانه دو تپه‌ای که در کنار هم برآمده بود، جای دنجی بود برای خلوت کردن با…

    مفهوم

    نشان‌دهندهٔ حالت تواضع و فروتنی من در برابر بزرگی خداوند.

    معنی و آرایه‌ها

    وسط دو تپّهٔ خاکی که در کنار هم بودند، جای خلوتی برای راز و نیاز کردن با خدا بود. همین فکر مرا به سوی آن دو تپّه خاک کشاند. / وقتی ماه داشت از پشت ابرهای تیره بیرون می‌آمد و همه جا را روشن می‌کرد، جز گودالی که بر اثر اصابت گلولهٔ توپ پدید آمده بود، جای دیگری نمی‌توانستم مخفی شوم. / آن گودال بر اثر اصابت گلولهٔ توپ به وجود آمده بود. / سجده بهترین حالتی بود که با آن می‌توانستم خود را مانند خاک در برابر بزرگی پروردگار کوچک کنم.

    • خلوت کردن: کنایه از تنها ماندن.
    • خلوت کردن با خدا: کنایه از راز و نیاز کردن با خدا.
    • زمزمهٔ لطیف و سبک: حس‌آمیزی.
    • کنجکاوی گلولهٔ توپ: تشخیص و استعاره.
    • سربلند بیرون آمدن ماه: تشخیص و استعاره.
    • پدید آمدن گودال بر اثر کنجکاوی گلولهٔ توپ: حسن تعلیل.
    • سربلند بودن: کنایه از افتخار داشتن.
    • ایستاده / نشسته: تضاد.
    • هم‌سطح و یکسان شدن با خاک: کنایه از تواضع و فروتنی.
    • جملهٔ «سجده بهترین حالتی بود که می‌توانست مرا با خاک هم‌سطح و یکسان کند» حالت ایهامی دارد: هم دیده‌نشدن در برابر دشمن و هم کوچک شدن در برابر عظمت خدا.
  9. ۱۵

    صدایی که می‌آمد، حزین‌ترین و عاشقانه‌ترین لحنی بود که در عمرم شنیده بودم. دعای کمیل می‌خواندید؛ از حفظ هم، پیدا بود که از حفظ می‌خوانید، آنجا که شما…

    مفهوم

    بیان عاشقانه‌ترین و پاک‌ترین عبادات رزمندگان به دور از ریا و تنهایی گزیدن برای مناجات.

    معنی و آرایه‌ها
    • به انتها می‌رسد: کنایه از تمام شدن.
    • به چشم نمی‌آمد: کنایه از دیده نمی‌شد.
    • برانداز کردن: کنایه از با دقت بررسی کردن.
  10. ۱۸

    گفتید: «خیلی نباید مانده باشد.» گفتند: «فرصت خوابیدن هست؟» خسته بودند. شب قبل نخوابیده بودند. باران بی‌امان باریده بود و سنگرها را آب برداشته بود.…

    مفهوم

    ضرورت غلبه و تسلط بر نفس / دعوت به ترک تعلقات و هوشیاری.

    معنی و آرایه‌ها

    خواب سبکی داشته باشید (چرت بزنید) ولی عمیق و سنگین نخوابید. بلکه ایستاده یا نشسته چرت بزنید، به‌طوری که با کوچک‌ترین صدایی، از خواب بیدار شوید.

    • جایی را آب برداشتن: کنایه از پر شدن جایی یا مکانی از آب.
    • خواب را مزه کردن: کنایه از به خواب سبک رفتن و چرت زدن.
    • چشیدن خواب: استعاره و حس‌آمیزی.
    • سیر خوابیدن: کنایه از کامل و عمیق خوابیدن.
    • ایستاده / نشسته و خوابیدن / برخاستن: تضاد.
  11. ۱۹

    اطرافتان که خلوت شد، به سمت سنگرتان راه افتادید و من هم با فاصله‌ای نه چندان دور سعی کردم که پا جای پای شما بگذارم، مثل برق و باد خودم را به سنگر…

    معنی و آرایه‌ها

    سعی کردم که خیلی سریع خود را به سنگر برسانم.

    • جای / پای: جناس ناهمسان.
    • پا: مجاز از قدم.
    • مثل برق و باد: تشبیه و کنایه از بسیار سریع.
    • «خود» به «برق و باد» تشبیه شده است و وجه شبه، سرعت است.
  12. ۲۰

    توپخانه شروع کرده بود و صدای مهیب آن، صدای کودکانه اما خشک کلاش را در خود هضم می‌کرد. مسلم بود که در میان یا پشت نیروها شما را نمی‌شود پیدا کرد. به…

    معنی و آرایه‌ها

    صدای توپخانه آن‌قدر زیاد بود که صدای ضعیف و ناهنجار اسلحهٔ کلاشینکف شنیده نمی‌شد.

    • توپخانه: مجاز از رزمندگانی که با توپخانه کار می‌کنند.
    • صدای خشک کلاش: حس‌آمیزی.
    • صدای مهیب / صدای کودکانه: تضاد.
    • صدای کودکانهٔ کلاش: تشخیص و استعاره.
    • توپخانه صدای کلاش را در خود هضم می‌کرد: استعاره.
    • صدای چیزی را در خود هضم کردن: کنایه از غلبه کردن صدای آن.
    • «مسلم بود که در میان یا پشت نیروها شما را نمی‌شود پیدا کرد»: کنایه از اینکه ترسو و اهل عقب‌نشینی نبودید.
  13. ۲۲

    وقتی بچه‌هایی که می‌افتادند، خوابیده به سمت خاکریز نشانه می‌رفتند و آخرین رمق‌هایشان را در آخرین فشنگ‌هایشان می‌ریختند و شلیک می‌کردند، جایز نبود که…

    مفهوم

    نهایت ایثار و از خودگذشتگی و جان‌فشانی رزمندگان در جنگ.

    معنی و آرایه‌ها

    بچه‌هایی که تیر می‌خوردند و به زمین می‌افتادند، سینه‌خیز به شلیک گلوله ادامه می‌دادند و آخرین توانایی‌شان را برای مقابله با دشمن به کار می‌بردند.

    • آخرین رمق را ریختن: استعارهٔ مکنیه؛ رمق به چیزی تشبیه شده که در فشنگ ریخته می‌شود.
    • آتش به پا کردن: کنایه از تیراندازی شدید کردن.
    • تکبیر گفتن: در اینجا کنایه از موفق شدن و نابودی نیروی دشمن.
  14. ۲۴

    از طرفی ذوق کردم، بال درآوردم، عشق کردم از اینکه فهمیده‌اید که انهدام آن تیربار کار من بوده است و از طرفی دلم نمی‌خواست که حضور مرا بفهمید و مرا از…

    معنی و آرایه‌ها

    بسیار خوشحال شدم از اینکه متوجه شدید من آن تیربار را نابود کرده‌ام.

    • بال درآوردن: کنایه از به‌شدت خوشحال شدن و ذوق کردن.
    • عشق کردن: کنایه از ذوق کردن.
  15. ۲۵

    خودم را آهسته به پشت سرتان کشاندم تا بلکه از یادتان بروم و بتوانم همچنان با شما باشم. یک لحظه فکر کردم که اگر قرار بود شما فقط کار یک نفر را انجام…

    مفهوم

    نهایت ایثار و از خودگذشتگی و جان‌فشانی رزمندگان در جنگ.

  16. ۳۳

    و حالا دلخوشی‌ام به این است که هر روز صبح با این یک پا و دو عصا به اینجا بیایم. گرد قاب عکستان را پاک کنم. سنگتان را بشویم، گلدانتان را آب بدهم و…

    مفهوم

    وفاداری و دوستی خالصانه و به یاد فداکاری‌ها و رشادت‌های شهدا بودن / همراهی توأم با افتخار همیشگی عاشق.

    معنی و آرایه‌ها
    • سنگ: مجاز از قبر.

نکته‌های طلایی

مشخصات اثر

نوع نثر: ساده (معاصر)؛ لحن خواندن: روایی - داستانی؛ نوع ادبی: غنایی؛ نام اثر: سانتاماریا (مجموعه آثار)؛ محتوا: ایثار و از خودگذشتگی رزمندگان؛ نویسنده: سیدمهدی شجاعی.

نگاه کلی

«آن شب عزیز»، داستانی کوتاه پیرامون جنگ ایران و عراق است. دانش‌آموز، به سبب علاقه‌ای که به معلم خود داشته، راهی جبهه می‌شود تا معلم خویش را بیابد و می‌یابد؛ امّا ... . این درس، به لحاظ دستور زبان، مخصوصاً زمان افعال و شناسایی ضمیر و مرجع آن، مهم است؛ بنابراین به هنگام مطالعه، نیم‌نگاهی هم به این مباحث دستوری داشته باشید.

مرورِ این درس تمام شد؟

تیکِ مرور فقط در همین مرورگر می‌ماند و پیشرفتت را در صفحهٔ شب امتحان نشان می‌دهد.

شرحِ کامل و قلمروها در درسنامهٔ همین درس.