فارسی دوازدهم · درس ۱۴

سی مرغ و سیمرغ

عطار

برگزیده‌ای از منطق‌الطیر؛ داستان تلاش پرندگان برای رسیدن به سیمرغ و گذر از مراحل سیر و سلوک

۳۳ مفهوم
  1. ۱

    مجمعی کردند مرغان جهان

    آنچه بودند آشکارا و نهان

    مفهوم

    گردهم‌آیی مرغان برای آغاز جست‌وجوی سیمرغ.

    معنی و آرایه‌ها

    همهٔ پرندگان جهان، چه شناخته‌شده و چه ناشناخته، در یک جا گرد هم جمع شدند.

    • منطق‌الطیر در قالب مثنوی سروده شده است.
    • جهان / نهان: جناس ناهمسان.
    • آشکارا / نهان: تضاد.
    • مرغان: نماد مردم و سالکان.
    • آشکار و نهان: مجاز از همه.
  2. ۲

    جمله گفتند این زمان در روزگار

    نیست خالی هیچ شهر از شهریار

    مفهوم

    لزوم داشتن پادشاه و راهنما.

    معنی و آرایه‌ها

    همهٔ پرندگان گفتند: در این زمان، هیچ سرزمینی بدون پادشاه نیست.

    • شهر: مجاز از کشور.
    • جمله / هیچ: تضاد.
  3. ۳

    چون بود کاقلیم ما را شاه نیست؟

    بیش از این بی‌شاه بودن راه نیست

    مفهوم

    لزوم انتخاب رهبر برای مرغان.

    معنی و آرایه‌ها

    چگونه ممکن است سرزمین ما پادشاه نداشته باشد؟ بیش از این، بی‌پادشاه بودن شایسته نیست.

    • شاه / راه و راه / راه: جناس ناهمسان.
    • راه نبودن: کنایه از مطابق رسم و قاعده نبودن.
  4. ۴

    هدهد که پرنده‌ای دانایی بود و افسری بر سر داشت، گفت: «ای یاران، من بیشتر از همهٔ شما جهان را گشته‌ام و از اطراف و اکناف گیتی آگاهم. ما پرندگان را نیز…

    مفهوم

    سیمرغ نماد خداوند و هدهد نماد پیر و راهنمای طریقت است؛ همهٔ زیبایی‌های هستی جلوه‌ای از حقیقت معشوق‌اند.

    معنی و آرایه‌ها

    هدهد خود را راهنمایی آگاه معرفی می‌کند و می‌گوید مرغان پادشاهی به نام سیمرغ دارند که در پس کوه قاف است؛ خرد، بینش، زیبایی و شکوه او بی‌مانند است و همهٔ زیبایی‌های جهان پرتوی از اوست. مرغان باید برای رسیدن به او راهی دشوار را طی کنند.

    • هدهد: نماد مرشد و راهنمای عرفانی؛ پرندگان: نماد انسان‌ها و سالکان؛ سیمرغ: نماد خداوند.
    • چین: نماد زیبایی؛ پر: نماد تجلیات حق؛ کوه قاف: نماد عالم معنا و دشواری‌های راه.
    • «چه کسی تواند ذرّه‌ای از خرد و شکوه و زیبایی او را دریابد؟» استفهام انکاری است.
  5. ۵

    شیرمردی باید این ره را شگرف

    زان که ره دور است و دریا ژرف ژرف

    مفهوم

    دشواری و پرخطر بودن راه عشق و سلوک.

    معنی و آرایه‌ها

    برای پیمودن این راه، انسانی دلیر و نیرومند لازم است؛ زیرا راه بسیار طولانی و دشواری‌ها بسیار عمیق و فراوان‌اند.

    • شیرمرد: تشبیه درون‌واژه‌ای و کنایه از انسان شجاع و دلیر.
    • دریا: نماد و استعاره از سختی‌ها و موانع راه.
    • ژرف ژرف: تکرار و واج‌آرایی صامت «ر».
    • ره: مجاز از مراحل سیر و سلوک.
  6. ۶

    پرندگان چون سخنان هدهد را شنیدند، جملگی مشتاق دیدار سیمرغ شدند و همه فریاد برآوردند که ما آماده‌ایم؛ ما از خطرات راه نمی‌هراسیم؛ ما خواستار سیمرغیم!…

    مفهوم

    دلبستگی به زیبایی‌های ناپایدار دنیا مانع رسیدن به حقیقت است.

    معنی و آرایه‌ها

    مرغان نخست شوق سفر پیدا کردند، اما با شنیدن سختی‌های راه برخی عذر آوردند. بلبل وابستگی خود به گل را بهانه کرد و هدهد یادآور شد که زیبایی گل پایدار نیست.

    • سخن به میان آوردن: کنایه از مطرح کردن و سخن گفتن.
    • روی آوردن: کنایه از توجه کردن؛ بازایستادن: کنایه از صرف‌نظر کردن.
    • چشم‌پوشی کردن و زبان گشودن در تحلیل‌های درس از کنایه‌های متن‌اند.
    • بلبل نماد عاشقان غیرواقعی و دلبستگان به عشق زمینی و گل نماد معشوق زمینی است.
    • هموار کردن: کنایه از از میان بردن دشواری‌ها و موانع.
  7. ۷

    گل اگرچه هست بس صاحب جمال

    حسن او در هفته‌ای گیرد زوال

    مفهوم

    ناپایداری زیبایی ظاهری و عشق دنیوی.

    معنی و آرایه‌ها

    هرچند گل بسیار زیباست، زیبایی آن پس از زمانی کوتاه از میان می‌رود.

    • هفته: مجاز از زمان کم.
    • گل: نماد عشق‌های ناپایدار و معشوق زمینی.
  8. ۸

    طاووس نیز چنین عذر آورد که من مرغی بهشتی‌ام، روزگاری در بهشت به سر برده‌ام. مار با من آشنا شد؛ آشنایی با او سبب گردید که مرا از بهشت بیرون کنند.…

    مفهوم

    برتری جمال معبود و عشق الهی بر نعمت‌های بهشتی.

    معنی و آرایه‌ها

    طاووس به امید بازگشت به بهشت از سفر سیمرغ عذر می‌آورد، اما هدهد می‌گوید زیبایی بهشت نیز در برابر جمال سیمرغ ناچیز است.

    • مار، طاووس و بهشت: مراعات نظیر.
    • طاووس: نماد عابدان شیفتهٔ بهشت که تنها طمع بهشت و رهایی از دوزخ دارند.
    • مار: نماد شیطان و عامل رانده شدن از بهشت.
    • بهشت در برابر سیمرغ چون ذره در برابر خورشید: تشبیه و بیان کوچکی بهشت در برابر جمال حق.
    • پرتوی از جمال سیمرغ: استعاره از تجلی جمال حق.
  9. ۹

    هر که داند گفت با خورشید راز

    کی تواند ماند از یک ذره باز؟

    مفهوم

    برتری عشق الهی بر همهٔ دلبستگی‌های کوچک و دنیوی.

    معنی و آرایه‌ها

    کسی که می‌تواند با خورشید سخن بگوید، چگونه ممکن است به سبب یک ذره از راه بازبماند؟

    • خورشید: استعاره از خداوند یا سیمرغ.
    • بازماندن: کنایه از ناتوانی در رسیدن به هدف و از کار ماندن.
    • ذره: نماد کوچکی و استعاره از عشق‌های ناچیز دنیوی و دلبستگی‌های دنیا و بهشت.
    • خورشید / ذره: تضاد و سؤال بیت استفهام انکاری است.
  10. ۱۰

    آن‌گاه باز شکاری که شاهان او را روی شست می‌نشانند و با خویشتن به شکار می‌برند، چنین گفت: «من بسیار کوشیده‌ام تا روی دست شاهان جا گرفته‌ام، پیوسته با…

    مفهوم

    دلبستگی به جاه و مقام دنیوی، مانع رسیدن به خداوند است.

    معنی و آرایه‌ها

    باز شکاری به جایگاه خود نزد شاهان و دلبستگی به قدرت و مقام تکیه می‌کند و از رفتن در راه سیمرغ عذر می‌آورد.

    • باز شکاری: نماد قدرت‌طلبان و انسان‌های جاه‌طلب.
    • شاهان: نماد قدرت و منصب؛ دست: مجاز از قدرت و حمایت.
    • چه جای آن است؟ استفهام انکاری.
  11. ۱۱

    بعد از آن مرغان دیگر سر به سر

    عذرها گفتند مشتی بی‌خبر

    مفهوم

    عذرآوری سالکان ناآگاه برای ادامه ندادن راه.

    معنی و آرایه‌ها

    سپس پرندگان دیگر نیز، که گروهی ناآگاه بودند، یکی‌یکی بهانه‌ها و عذرهای خود را گفتند.

    • سر به سر / بی‌خبر: قافیه.
    • مشتی بی‌خبر: کنایه از سالکان ناآگاه.
  12. ۱۲

    اما هدهد دانا یک‌یک آنان را پاسخ گفت و عذرشان را رد کرد و چنان از شکوه و خرد و زیبایی سیمرغ سخن راند که مرغان جملگی شیدا و دلباخته گشتند؛ بهانه‌ها…

    مفهوم

    اهمیت وجود راهنمای آگاه و بیان ویژگی‌های راهنما در سیر و سلوک.

    معنی و آرایه‌ها

    هدهد عذرهای مرغان را رد کرد و آنان را شیفتهٔ سیمرغ ساخت. مرغان تصمیم به ادامهٔ راه گرفتند و برای انتخاب راهبر قرعه زدند؛ قرعه به نام هدهد افتاد و او رهبری سفر را بر عهده گرفت.

    • دلباخته: کنایه از عاشق و شیفته.
    • یکسو نهادن: کنایه از رها کردن و کنار گذاشتن.
    • سخن راندن: کنایه از سخن گفتن و صحبت کردن.
  13. ۱۳

    گفت ما را هفت وادی در ره است

    چون گذشتی، هفت وادی درگه است

    مفهوم

    هفت وادی به عنوان مراحل سیر و سلوک عرفانی.

    معنی و آرایه‌ها

    هدهد گفت: در مسیر ما هفت مرحله وجود دارد؛ وقتی این هفت مرحله را پشت سر بگذاری، به درگاه سیمرغ می‌رسی.

    • وادی در متن درس مجاز از بیابان و استعاره از هفت مرحلهٔ سیر و سلوک عرفانی است.
    • هفت وادی: تکرار و واج‌آرایی صامت «ت».
  14. ۱۴

    وا نیامد در جهان زین راه، کس

    نیست از فرسنگ آن آگاه کس

    مفهوم

    بی‌انتها بودن و برگشت‌ناپذیری راه عشق.

    معنی و آرایه‌ها

    هیچ‌کس تاکنون از این راه بازنگشته است و هیچ‌کس هم از مسافت آن آگاهی ندارد.

    • راه: استعاره از عشق و سیمرغ.
    • فرسنگ: مجاز از مسافت و راه.
  15. ۱۵

    چون فرو آیی به وادی طلب

    پیش آید هر زمانی صد تعب

    مفهوم

    سختی‌های راه طلب و همراه بودن طلب با رنج.

    معنی و آرایه‌ها

    وقتی وارد مرحلهٔ طلب شوی، هر لحظه رنج و سختی فراوانی پیش می‌آید.

    • وادی طلب: اضافهٔ تشبیهی.
    • صد: مجاز از فراوانی.
  16. ۱۶

    مال اینجا بایدت انداختن

    ملک اینجا بایدت درباختن

    مفهوم

    وادی طلب؛ ترک تعلق به مال و قدرت.

    معنی و آرایه‌ها

    در مرحلهٔ طلب باید مال و ثروت و قدرت را رها کنی.

    • ملک / ملک: جناس ناهمسان حرکتی.
    • ملک: مجاز از قدرت؛ مال و ملک: مجاز از دارایی و ثروت.
    • مال انداختن و ملک درباختن: کنایه از رها کردن ثروت و قدرت و تعلقات دنیایی.
    • تکرار «اینجا بایدت» و آرایهٔ ترصیع.
  17. ۱۷

    بعد از این وادی عشق آید پدید

    غرق آتش شد کسی کانجا رسید

    مفهوم

    پرسوز و گداز بودن عشق.

    معنی و آرایه‌ها

    پس از مرحلهٔ طلب، وادی عشق آشکار می‌شود؛ کسی که به این مرحله برسد، سراپای وجودش را آتش عشق فرا می‌گیرد.

    • وادی عشق: تشبیه و اضافهٔ تشبیهی.
    • آتش: استعاره از عشق؛ غرق آتش: اضافهٔ استعاری و کنایه از عاشق شدن.
    • غرق آتش شدن: پارادوکس ظاهری.
  18. ۱۸

    عاشق آن باشد که چون آتش بود

    گرم‌رو، سوزنده و سرکش بود

    مفهوم

    پرتحرک و سرکش بودن عاشق و نایستادن در برابر موانع.

    معنی و آرایه‌ها

    عاشق حقیقی کسی است که همانند آتش، شتابنده، سوزنده، پرحرارت و تسلیم‌ناپذیر باشد.

    • عاشق به آتش تشبیه شده است.
    • گرم‌رو: کنایه از پرشور و شتابان بودن.
    • سرکش: کنایه از طغیان‌کننده و عصیانگر.
    • آتش، گرم‌رو، سوزنده، سرکش: مراعات نظیر.
  19. ۱۹

    بعد از آن بنمایدت پیش نظر

    معرفت را وادی‌ای بی‌پا و سر

    مفهوم

    بی‌انتها بودن معرفت حق.

    معنی و آرایه‌ها

    پس از وادی عشق، مرحلهٔ معرفت و شناخت در برابر تو آشکار می‌شود؛ مرحله‌ای بی‌انتها و بی‌مرز.

    • بی‌پا و سر: کنایه از بی‌حد و مرز و بی‌انتها بودن.
    • معرفت به وادی تشبیه شده است.
    • نظر: مجاز از چشم.
    • پا و سر: مراعات نظیر.
  20. ۲۰

    چون بتابد آفتاب معرفت

    از سپهر این ره عالی‌صفت

    مفهوم

    تابش نور معرفت و شناخت خداوند.

    معنی و آرایه‌ها

    هنگامی که خورشید معرفت از آسمان این راه بلندمرتبه بتابد، شناخت حق آشکار می‌شود.

    • آفتاب معرفت: اضافهٔ تشبیهی و استعاره از شناخت خداوندی.
    • این ره: استعاره از راه عرفانی و سیر و سلوک.
    • آفتاب، سپهر و بتابد: مراعات نظیر و اشتقاق میان آفتاب و بتابد.
  21. ۲۱

    هر یکی بینا شود بر قدر خویش

    باز یابد در حقیقت صدر خویش

    مفهوم

    خودشناسی و بینش در وادی معرفت.

    معنی و آرایه‌ها

    هرکس به اندازهٔ ظرفیت خود بینا و آگاه می‌شود و جایگاه و ارزش حقیقی خویش را درمی‌یابد.

    • بینا شدن: کنایه از شناخت و آگاهی یافتن.
    • صدر: مجاز از مقام و جایگاه.
    • قدر / صدر: جناس ناهمسان.
  22. ۲۲

    بعد از این، وادی استغنا بود

    نه درو دعوی و نه معنا بود

    مفهوم

    رهایی سالک از همهٔ وابستگی‌ها و ادعاهای پوچ دنیایی.

    معنی و آرایه‌ها

    پس از وادی معرفت، مرحلهٔ استغنا و بی‌نیازی فرا می‌رسد؛ در آن مرحله هیچ ادعا و هیچ خواست و وابستگی‌ای باقی نمی‌ماند.

    • وادی استغنا: اضافهٔ تشبیهی.
    • واج‌آرایی صامت «د».
  23. ۲۳

    هشت جنت نیز اینجا مرده‌ای است

    هفت دوزخ همچو یخ افسرده‌ای است

    مفهوم

    رسیدن به بی‌نیازی مطلق از هر چیز جز خدا؛ بی‌رنگ شدن جذبهٔ بهشت و ترس از دوزخ.

    معنی و آرایه‌ها

    در این مرحله، حتی هشت بهشت برای سالک بی‌ارزش و مرده است و هفت دوزخ نیز مانند تکه‌ای یخ سرد و بی‌اثر است.

    • هشت جنت به مرده و هفت دوزخ به یخ تشبیه شده‌اند.
    • هشت / هفت و جنت / دوزخ: تضاد و تناسب.
    • یخ: کنایه از بی‌ارزش و بی‌اثر بودن.
  24. ۲۴

    بعد از این، وادی توحید آیدت

    منزل تفرید و تجرید آیدت

    مفهوم

    رسیدن به یگانگی و خالی شدن از خویش در مقام توحید.

    معنی و آرایه‌ها

    پس از مرحلهٔ استغنا، وادی توحید برای تو آشکار می‌شود؛ مرحلهٔ یگانه شدن با خدا و تنهایی گزیدن از غیر خدا.

    • وادی توحید و منزل تفرید و تجرید: اضافهٔ تشبیهی.
    • تفرید / تجرید: جناس ناهمسان و واج‌آرایی صامت «ت».
  25. ۲۵

    روی‌ها چون زین بیابان درکنند

    جمله سر از یک گریبان برکنند

    مفهوم

    وحدت در عین کثرت و یگانگی وجود.

    معنی و آرایه‌ها

    وقتی سالکان از مرحلهٔ توحید بگذرند، همهٔ کثرت‌ها و پراکندگی‌ها به وحدت می‌رسند.

    • روی، سر، گریبان: مراعات نظیر.
    • بیابان: استعاره از توحید.
    • سر از یک گریبان برکردن: کنایه از اتحاد و یکی شدن، از کثرت به وحدت رسیدن.
  26. ۲۶

    بعد از این وادی حیرت آیدت

    کار دائم درد و حسرت آیدت

    مفهوم

    رنج کشیدن در مرحلهٔ حیرت.

    معنی و آرایه‌ها

    پس از وادی توحید، مرحلهٔ حیرت برای تو فرا می‌رسد و پیوسته با درد و حسرت روبه‌رو خواهی بود.

    • وادی حیرت: اضافهٔ تشبیهی.
    • حیرت / حسرت: جناس ناهمسان و واج‌آرایی صامت‌های «ت» و «ح».
  27. ۲۷

    مرد حیران چون رسد این جایگاه

    در تحیر مانده و گم کرده راه

    مفهوم

    حیرت و سرگردانی در مسیر شناخت خدا.

    معنی و آرایه‌ها

    وقتی انسان سرگشته به مرحلهٔ حیرت برسد، در سرگردانی می‌ماند و راه رسیدن به معشوق را گم می‌کند.

    • مرد: مجاز از انسان.
    • واج‌آرایی صامت «ر».
  28. ۲۸

    بعد از این، وادی فقر است و فنا

    کی بود اینجا سخن گفتن روا

    مفهوم

    خاموشی، وارستگی و سکوت اختیار کردن در مرحلهٔ فقر و فنا.

    معنی و آرایه‌ها

    پس از مرحلهٔ حیرت، وادی فقر و فنا فرا می‌رسد؛ در این مرحله سخن گفتن شایسته و جایز نیست.

    • وادی فقر و فنا: اضافهٔ تشبیهی.
    • مصراع دوم استفهام انکاری است: سخن گفتن جایز نیست.
  29. ۲۹

    صد هزاران سایه جاوید، تو

    گم شده بینی ز یک خورشید، تو

    مفهوم

    فانی شدن کثرت و موجودات در وجود خداوند.

    معنی و آرایه‌ها

    هزاران سایهٔ جاودان را در برابر یک خورشید ناپدید و گم‌شده می‌بینی.

    • سایه: استعاره از پدیده‌های هستی؛ خورشید: استعاره از وجود خداوند.
    • صد هزاران: مجاز از فراوانی و کثرت.
    • گم شدن: کنایه از فنا شدن در خداوند.
    • سایه / خورشید: مراعات نظیر و تضاد معنایی.
  30. ۳۰

    مرغان از این همه سختی و وحشت کردند. برخی در همان نخستین منزل از پا درآمدند و بسیاری در دومین منزل به زاری زار جان سپردند اما آنان که همت یارشان بود،…

    مفهوم

    پایداری و استقامت در راه حقیقت و رسیدن به خودشناسی.

    معنی و آرایه‌ها

    بسیاری از مرغان در سختی‌های راه از میان رفتند و تنها گروهی اندک با همت ادامه دادند. پس از رسیدن به کوه و ندیدن سیمرغ، در خواب به آنان گفته شد که حقیقت سیمرغ را در وجود خود بجویند.

    • از پا درآمدن: کنایه از خسته و ناتوان شدن و درماندن.
    • جان سپردن: کنایه از مردن.
    • روزگار سفر: مجاز از زمان سفر.
    • همت یارشان بود: تشخیص و استعاره.
    • خواب درربود: کنایه از خوابیدن.
    • خستگی، سختی، رنج، ناامیدی: مراعات نظیر.
  31. ۳۱

    چون نگه کردند آن سی مرغ زود

    بی‌شک این سی مرغ آن سیمرغ بود

    مفهوم

    خودشناسی و وحدت در عین کثرت.

    معنی و آرایه‌ها

    وقتی آن سی پرنده به خود نگریستند، بی‌درنگ فهمیدند که خودشان همان سیمرغی هستند که در پی او بوده‌اند.

    • سی مرغ / سیمرغ: جناس همسان و بازی آوایی.
    • سی‌مرغ نماد سالکان و سیمرغ نماد حضرت حق است.
    • بیت به سخن «من عرف نفسه فقد عرف ربه» تلمیح دارد.
  32. ۳۲

    خویش را دیدند سیمرغ تمام

    بود خود سیمرغ، سی مرغ تمام

    مفهوم

    اتحاد عاشق و معشوق و وحدت در عین کثرت.

    معنی و آرایه‌ها

    مرغان در آینهٔ سیمرغ، خود را سیمرغی کامل دیدند؛ سیمرغ همان سی مرغی بود که به کمال رسیده بودند.

    • سیمرغ / سی مرغ: جناس همسان.
    • واج‌آرایی صامت‌های «س» و «م» و تکرار «تمام».
  33. ۳۳

    محو او گشتند آخر بر دوام

    سایه در خورشید گم شد والسلام

    مفهوم

    فنای سالک در حق و اتحاد عاشق و معشوق.

    معنی و آرایه‌ها

    سرانجام مرغان برای همیشه در وجود سیمرغ محو شدند؛ همان‌گونه که سایه در خورشید ناپدید می‌شود.

    • سایه: استعاره از سالکان؛ خورشید: استعاره از خدا.
    • سایه / خورشید: تضاد و مراعات نظیر.
    • گم شدن سایه در خورشید: کنایه از محو و فانی شدن در حق تعالی.

مرورِ این درس تمام شد؟

تیکِ مرور فقط در همین مرورگر می‌ماند و پیشرفتت را در صفحهٔ شب امتحان نشان می‌دهد.

شرحِ کامل و قلمروها در درسنامهٔ همین درس.