فارسی دوازدهم · درس ۱۷

خندهٔ تو

پابلو نرودا

شادمانه زندگی کردن و بیان عشق و محبت؛ شعری عاشقانه با رگه‌هایی از رویکرد اجتماعی و سیاسی شاعر

۵ مفهوم
  1. ۱

    نان را از من بگیر، اگر می‌خواهی،

    هوا را از من بگیر امّا

    خنده‌ات را نه

    گل سرخ را از من مگیر

    سوسنی را که می‌کاری...

    مفهوم

    اهمیت عشق و لبخند معشوق.

    معنی و آرایه‌ها

    زندگی و ضروریات آن را اگر می‌خواهی از من بگیر، اما لبخندت را از من دریغ مکن؛ عشق و لبخندت را از من دریغ نکن و عشقی را که در دلم کاشته‌ای نیز از من مگیر.

    • نان: نماد و مجاز از روزی و خوراک؛ هوا: نماد و مجاز از تنفّس و زندگی؛ نان و هوا: مجاز از امکانات اولیه و ضروری زندگی.
    • گل سرخ: نماد عشق، وطن و لبخند معشوق؛ گل سوسن: نماد عشق و محبت.
    • گل سرخ، سوسن و کاشتن: مراعات‌نظیر.
    • «بگیر / مگیر»: تضاد.
    • تکرار «از من مگیر» و واج‌آرایی صامت‌های «گ» و «ن» در بند دیده می‌شود.
  2. ۲

    از پس نبردی سخت باز می‌گردم

    با چشمانی خسته

    که دنیا را دیده است

    بی هیچ دگرگونی،

    اما خنده‌ات که رها می‌شود

    و پروازکنان در آسمان مرا می‌جوید

    تمامی درهای زندگی را

    به رویم می‌گشاید

    مفهوم

    لبخند معشوق، امید به زندگی و ادامهٔ مبارزات را تضمین می‌کند.

    معنی و آرایه‌ها

    از نبردی سخت، یعنی مبارزات سیاسی و آزادی‌خواهانه، برمی‌گردم؛ در حالی که از تغییرناپذیری جهان و کشور خسته‌ام. با این وجود وقتی خندهٔ تو را می‌بینم که به رویم لبخند می‌زند، امید به زندگی من رو می‌کند و همهٔ درهای زندگی به رویم گشوده می‌شود.

    • «دنیا را دیدن»: کنایه از باتجربه بودن و تجربه کردن سختی‌ها و وقایع دنیا.
    • چشم: مجاز از وجود.
    • خنده به پرنده‌ای که پرواز می‌کند تشبیه شده و همچنین با جست‌وجو کردن، تشخیص یافته است.
    • زندگی مانند خانه‌ای است که در دارد: استعاره.
    • «در گشودن»: کنایه از امید بخشیدن و حل مشکلات.
    • «خنده درهای زندگی را می‌گشاید»: تشخیص و استعاره.
    • واج‌آرایی صامت‌های «گ» و «م» در بند دیده می‌شود.
  3. ۳

    عشق من، خندهٔ تو

    در تاریک‌ترین لحظه‌ها می‌شکفد

    و اگر دیدی، به ناگاه

    خون من بر سنگفرش خیابان جاری است،

    بخند؛ زیرا خندهٔ تو

    برای دستان من،

    شمشیری است آخته

    مفهوم

    شادی و لبخند معشوق هدف شاعر است و به او توان مبارزه می‌دهد؛ مبارزه می‌کنم تا تو همیشه بخندی.

    معنی و آرایه‌ها

    عشق من، خندهٔ تو در تلخ‌ترین و ناامیدکننده‌ترین لحظه‌ها به روی من می‌شکفد و به من امید می‌دهد. اگر دیدی که من ناگهان در راه مبارزه کشته شدم، باز هم بخند؛ زیرا خندهٔ تو برای من مانند شمشیری آماده است که سبب پیروزی می‌شود.

    • شکفتن خنده: استعارهٔ مکنیه؛ خنده مانند گلی می‌شکفد.
    • تاریک‌ترین لحظه‌ها: نماد فضایی پر از ناامیدی و ظلم.
    • «جاری شدن خون» و «خون من بر سنگفرش خیابان جاری است»: کنایه از زخمی یا کشته شدن.
    • خنده به «شمشیری آخته» تشبیه شده است.
    • «شمشیر آخته»: کنایه از شمشیر آمادهٔ مبارزه.
    • خیابان و سنگفرش: مراعات‌نظیر.
    • تکرار «خنده / خندهٔ تو» و واج‌آرایی در بند دیده می‌شود.
  4. ۴

    خندهٔ تو در پاییز

    در کنارهٔ دریا

    موج کف‌آلودش را

    باید برافرازد

    و در بهاران، عشق من،

    خنده‌ات را می‌خواهم

    چون گلی که در انتظارش بودم،

    گل آبی، گل سرخ کشورم که مرا می‌خواند

    مفهوم

    تشویق به شادی و شورآفرینی برای ایجاد شور و حرکت در جامعه و اشاره به عشق به میهن و پرچم کشورش.

    معنی و آرایه‌ها

    لبخند تو در پاییز و در ساحل دریا باید امواج کف‌آلود و خاموش دریا را به نشاط و حرکت وادارد. ای عشق من، در فصل بهار منتظر لبخندت هستم، همانند گل‌های بهاری که منتظرشان بودم؛ گل‌های آبی و سرخی که در پرچم کشورم نقش بسته‌اند و مرا برای مبارزه و پیروزی می‌خوانند.

    • خنده استعاره و تشخیص دارد و به گل تشبیه شده است.
    • «کشور مرا می‌خواند»: استعاره و تشخیص.
    • گل سرخ نماد عشق و وطن است.
    • خواندن گل: تشخیص.
    • پاییز / بهار: تضاد.
    • کناره، دریا، موج و کف و نیز دریا، موج، کف‌آلود، آبی، سرخ، بهاران و گل: مراعات‌نظیر و تناسب.
  5. ۵

    بخند بر شب

    بر روز، بر ماه،

    بخند بر پیچاپیچ خیابان‌های جزیره،

    اما آنگاه که چشم می‌گشایم و می‌بندم،

    آنگاه که پاهایم می‌روند و باز می‌گردند،

    نان را، هوا را،

    روشنی را، بهار را،

    از من بگیر

    اما خنده‌ات را هرگز

    تا چشم از دنیا نبندم

    مفهوم

    لبخند معشوق برای شاعر از همهٔ نیازهای زندگی و زیبایی‌های جهان مهم‌تر است و بدون آن ادامهٔ زندگی ممکن نیست.

    معنی و آرایه‌ها

    تو در همهٔ زمان‌ها و بر همهٔ زمین و آسمان لبخند بزن؛ در تمام لحظه‌های زندگی من، چه زمانی که بیدارم و چه هنگامی که در سفرم یا بازمی‌گردم، برایم لبخند بزن. می‌توانی همهٔ نیازها و زیبایی‌های زندگی را از من بگیری، اما خنده‌ات را از من دریغ مکن؛ زیرا بدون لبخند و شادی تو ادامهٔ زندگی برایم ممکن نیست.

    • «خندیدن بر شب و روز و ماه»: کنایه از همیشه خندیدن.
    • شب و روز: مجاز از همهٔ زمان‌ها؛ ماه: مجاز از آسمان؛ پیچاپیچ خیابان‌های جزیره: مجاز از زمین.
    • «چشم می‌گشایم و می‌بندم»: کنایه از گذر روزگار؛ «پاهایم می‌روند و باز می‌گردند»: کنایه از سفرها و مسیرهای زندگی.
    • نان: مجاز از روزی و خوراک؛ هوا: مجاز از نفس کشیدن و زندگی؛ نان و هوا: عناصر ضروری حیات.
    • روشنی و بهار: مجاز از زیبایی‌های عالم طبیعت.
    • «چشم از دنیا نبندم»: کنایه از نمیرم / مردن.
    • تکرار «بخند» و تضادهای «شب / روز»، «می‌گشایم / می‌بندم» و «می‌روند / باز می‌گردند» از آرایه‌های بند است.
    • ماه و شب: مراعات‌نظیر.

مرورِ این درس تمام شد؟

تیکِ مرور فقط در همین مرورگر می‌ماند و پیشرفتت را در صفحهٔ شب امتحان نشان می‌دهد.

شرحِ کامل و قلمروها در درسنامهٔ همین درس.